یادمه اولین بار که طعم شاتوت رو چشیدم، هشت سالم  بودم...شایدم کمتر... از باغ پدربزرگم ، وقتی اولین شاتوت رو در دهانم گذاشتم ... حس عجیبی رو تجربه کردم... طعم شاتوت منو به یک خلسه ی نابی فرو برد ...حس زندگی ، حس نو شدن ،حس پرواز ..ناخود آگاه چشمانم بسته شد و در رویای عجیبی فرو رفتم ... در همان باغ روی چمن ها دراز کشیدم و شاتوت خوردم و خوردم و چشمانم را بستم... دستانم رنگ ارغوانی گرفته بود و من این رنگ رو دوست داشتم :)

از اون پس اسم شاتوت برای من معنی زندگی و پرواز رو داشت و هربار که این اسم رو میشنیدم حس نابی در وجودم می پیچید شاتوت اسمیه که وقتی برده میشه بعد اون واژه هایی با معنای خوب پشت هم ردیف میشه

آرزو میکنم که زندگیه همه شاتوتی باشه با همون رنگ زیبای ارغوانی :)

Miss shahtot