بایگانی شهریور ۱۳۹۶ :: گوشه ی دنج تنهایی های من

Memory 36...و تولد گاه بهانه ایست برای دلتنگ خود شدن ...

تولد واژه ای است در پی معنا شدن ...

مفهمومی است در تب و تاب رسیدن

تولد گاه بهانه ای است برای دلتنگ خود شدن

شانه ای است برای جست و جوی خویش ...

تولد گاهی بهانه است برای یک جمع دوستانه ...

برای چند لحظه باهم خندیدن ...

برای خرید یک شاخه گل برای جاری شدن یک قطره اشک

و کشیدن آهی از سر دلتنگی ...

تولد گاه بهانه ایست برای فریاد بودن...رهایی از پیله تنهایی

و اندکی دنبال خود گشتن ...

تولد مفهمومی است ناپیوسته در زندگی امروزما

و تولد بهانه ای است برای نوشتن یک متن با دستان من

برای خوبانی که ...مهرشان ماندنی است 

# فریدون مشیری

تولدم مبارک :)

ارزوی من تنها این است ... پاک بودن و  شدن روحم همچون آسمان یک صبح بهاری ...

و رضایت تو .....

 

 

P : البته من فردا تولدم هست و امشب شب تولدم :)

شعرای  پست برایم از شهریور و تابستان بگو .... معرکه شدن ...برید بخونید ممنونم از همه :))

اگر بخوام آدرس بدم چهارمین پست

این آهنگ همیشه بهم آرامش میده ...

 

  • รђคђt๏t :)

Memory 34...برایم از شهریور و تابستان بگو ...


ماه شهریور رو خیلی دوست دارم ...نه فقط برای این که متولد این ماه هستم

به این دلیل که همیشه این ماه برای من پر بوده از اتفاق های ناب و شیرین که با یاد آوریش

ناخودآگاه لبخند میزنم ...

در کل بهترین لحظه هارو در این ماه تجربه کردم ...

خب این همه در این مدت من نوشتم این بارنوبت شماست که  بنویسید ...

شعر ، دست نوشته ، متن و یا شعری نو که درمورد این ماه ( شهریور ) یا فصل تابستان

...شنیدید ،  خوندید یا حتی خودتون نوشتید :))

من بعدا تمام این شعرهارو در دفترخاطراتم که ارزشمندترین شی برای من هست

 ثبت میکنم و تا ابد حفظ میکنم ...


اول خودم شروع میکنم ...این شعر از اخوان ثالث رو خیلی دوست دارم :

 مست کرد امشب نسیم ِمست شهریور مرا

گرچه باز از چشم ِتر آبانم ، از دل ْ آذرم

ماه شهریور پراست از خاطرات عشق من

من به جان تا زنده باشم ، عاشق شهریورم

شاهدم باش ای سحر ! کامشب توخندیدی ومن

همچنان گریان به یاد آن بت ِافسونگرم

آن بهشت آرزویم ، تاج عمرم ، هستیم

سایه پرورد ِخیالم ، نازنیم ...دلبرم 


اگر شعر یا متن کوتاه زیبایی از شهریور نداشتید ....خاطره و اتفاقی دلنشین که دراین ماه

 یا فصل تابستان براتون رخ داده بنویسید 

بدون شک من رو خیلی خوشحال میکنه :)

لحظه هاتون شاد ....

Miss sshahtot


  • รђคђt๏t :)

اینم از قولی که داده بودم :)))

خب اینم از قولی که داده بودم فقط باید چن تا نکته رو بگم 

اول این که  مطلبی که در نظر گرفته بودم میدونستم خیلی زیاد میشه بنابراین اول تو چندتا

کاغذ نوشتم بعدش دادم کافی نت برام تایپ کرد :)

منم گرفتمش دیروز صبح و کپی پیست کردم و شروع کردم به ویرایشش که حالم بد شد

و امروز صبح که بیدار شدم نشستم ویرایشش رو تموم کردم ..

دومین نکته این که چون مطلب زیاده و پاسخ همه ی سوالات ...منم گفتم یه جایی بزارم که

قاطی سایر مطالب وب نشه و سوال هاتون هم همون جا بپرسید ..بالای وبلاگم بخشی

باز کردم به نام برای کنکوریا ...اون جا مطالب نوشته شده و سوال هاتون هم همون جا

بپرسید :))

و اگر منم چیزی اضافه کردم توی پست جدید اطلاع میدم که بهش سر بزنید

سومین نکته : بازم میگم این موارد فقط تجربیات شخصیه منه و اگر من به جای شما

بودم مصاحبه نفرات برتر رو هم میخوندم یا از چند نفر دیگه میپرسیدم تا اشتباه

راهی رو انتخاب نکنم

چهارمین نکته موردی رو فعال کردم که هیچ شخصی نمیتونه از مطالب کپی کنه

اینم برای اونایی که کپی میکنن بعد میرن خداتومن از بچه های مردم پول میگیرن‌

:)) 

و در آخر اگر به کسی به اندازه نوک سوزن هم کمک کرد برای من دعا کنه فقط همین :))

چون خدایی خیلی براش وقت گذاشتم و چندین بار ویرایش کردم.

P 2 : حالم نسبت به دیشب بهتره کمی اما همچنان سردرد های کشنده و آبریزش بینی و ..

دارم ... بازم خداروشکر

P3: یادش بخیر این آهنگه......

 یه زمانی هرجا میرفتم این جمله شنیده میشد : درکم کن یکم :)

محسن یگانه



سلامت و پاینده باشید

Miss shahtot


  • รђคђt๏t :)

Memory 29... آنچه بر من در طی امروز و مصاحبه گذشت :)

مصاحبه رو هم دادیم تموم شد رفت :)

اول این که بگم که مصاحبه امروز کمی متفاوت  با اون چه که فکر میکردم و بقیه هم میگفتن 

بود...

حالا این که چه اتفاقاتی افتاد رو در ادامه میگم :))


دیشب سعی کردم زود بخوابم تا صبح انرژی داشته باشم... ساعت هفت بلند شدم و یه نگاهی

به مواردی که باید میخوندم( بیشتر احکام و ... ) انداختم ، 

یک چیزی رو باید اضافه کنم و اون اینه که من روز جمعه با پدرم بحثم شد و از اون روز باهم 

سر سنگین هستیم ، هیچ کدوم هم از موضع خودمون پایین نمیایم و حرف اون یکی رو 

قبول نداریم ... اما بی احترامی بهش نمیکنم فقط به هم کاری نداریم 

اما من با مامانم مشکلی نداشتم و رابطه خوبی داشتیم تا امروز صبح ...

بحث ما از کجا شروع شد ؟ 

از جایی که خانواده محترم من تمام خریدای خونه اعم از میوه و ..

رو دقیقا امروز صبح گذاشته بودن :/ و همینم باعث شد من دیر برسم کمی ،

علت دوم هم به خاطر این بود که مامانم گفته بود که چادر ساده مشکی داره و من به گفتش

اکتفا کردم ، صبح که ازش سراغ گرفتم با چادری روبه رو شدم که نه تنها طرح دار بود

بلکه.. بگذریم

دقیقا بحث از این جاها شروع شد و بالا گرفت تا جایی که به مسائل جدی تر رسید ...و 

 من گفتم اصلا نمیخوام برم  مصاحبه :/ مامانم هم دو دقیقه بعد اومد گفت

 از این لوس بازیا در نیار ، تکلیف مارو  مشخص کن ...

اگر میخوای بریم که پاشو و گرنه بابات میخواد بره سرکار :/

( خوشم میاد مامان بابام هیچ وقت اهل لوس کردن و .. نیستن)

منم دیدم که واقعا کاری نمیشه کرد از جام بلند شدم و رفتیم ...

تا وارد ماشین شدیم منم جوری که متوجه نشن ، زدم زیر گریه چون واقعا به خاطر بحثایی که

کردیم اعصابم بهم ریخته بود و این جور موقعا که موقعیت حساس و سرنوشت سازه..

  تنها کاری که بهم آرامش میده -----» کمی گریه کردن و آهنگ گوش دادنه ....

و البته این آهنگه رو گوش دادم که خودش خیلی کمک کرد آرامش بگیرم.. 

و تسلط پیدا کنم رو خودم....




مدتی که گذشت ، مامانم شروع کرد به حرف زدن و گفت و گو و حرف کشیدن از من 

و یجورایی بحث فراموش اصلا( همیشه وقتی با مامانم بحثم میشه خیلی طول بکشه

یه ربعه )....وقتی رسیدیم به اون جا پدر مادر عزیز من دیدن که حرفای من الکی نبوده و 

دیرم شده بود ... چاره ی دیگه ای نبود من سعی کردم آرامش خودم رو حفظ کنم و از

خانواده جدا شدم و رفتم به سمت سالن و 


از این جا به بعد میشه در مورد مصاحبه :

وقتی وارد سالن شدم دیدم دارن کلی دختر هم سن و سال من نشسته ،  ( خانواده ها

هم بیرون بودن ) و چند تا آقا مشغول توضیح دادن و توزیع یک سری برگه ها ... اون جا

بود که فهمیدم مصاحبه دو مرحله است و مرحله اول کتبیه !!

سوالا چی بودن ؟ سوال های روانشناسی و احکام :)

مسئول اون جا گفت که برای ما پوشش و ... و در کل جواب هایی که میدید در وهله دوم 

اهمیت داره ، اول از همه صداقت شما سنجیده میشه ... چجوری ؟ 

ببینید این جوری که مثلا یک سوال رو مثلا بار اول تو تست از شما میپرسن بعد چند تا 

سوال دیگه میپرسن  و اونو می پیچونن و به شکل دیگه میپرسن که خودتون متوجه نمیشید ... 

و اون چه جاست که مشخص میشه شما راست گفتی یا دروغ .

سوالای روانشناسی رو واقعا واقعا با صداقت کامل جواب دادم ...ولی خدایی یه جاهاییش

آدم نمیدونست چی باید جواب بده 

احکام هم اون چیزایی  که تو جزوه اومده بود ، تعدادیش پرسیده شد و خداروشکر

بلد بودم ( بیشتر اصول دین و تقلید و ... )

بعدشم میرفتیم برگه رو تحویل میدادیم و داخل یه سالن دیگه می نشستیم برای مصاحبه

دوم اما !!!!!!

دقیقا از زمانی که ما برگه رو تحویل میدادیم ... چند آقا نشسته بودن و بررسی میکردن و

در کل یک سری سوالایی داشتن که انگار اهمیت اون سوالا براشون بیشتر بوده ... اگر متوجه

میشدن که : 

یک دروغ سرهم کردی /  دو در گفته هات تناقض وجود داره /  سه پاسخی دادی که نیاز به

توضیح داره میرفتی برای مصاحبه دوم و حالا باید رفع رجوع میکردی و توضیح میدادی

اون چه که گفته بودی 

و گرنه اسمت رو میخوندن و میگفتن برو بسلامت.....

اینارو من از خودم نمیگم و خود مسئول توضیح داد.‌

از وقتی اسم اونایی که لازم نیست بمونن و صداقتشون ثابت شده رو میخوند من همین

جور خدا خدا میکردم که نیازی نباشه ... تا گفت خانم شاتوت شاتوتیان یه نفس راحت کشیدم

پووفففف :))) و خوشحال و خندان خداحافظی کردم :)

بعدشم که اومدم بیرون دیدم مامانم نشسته توی اتاق داره با یه دختره صحبت میکنه که خیلی

داستان زندگیش جالب بود انشالله مینویسم

در کل تقریبا همه کارا دو ساعت نیم برای من طول کشید و تمام شد :) 

نفس راحت کشیدم :))))


P ( خنده دار ) :

عاقا من چادر سر کردم ، وقتی وارد محوطه شدیم مامانم گفت ای وای چادرتو 

برعکس سرت کردی :)) بعد من رفتم روبروی یه شیشه قهوه ای رنگ چادرمو در آوردم و سه 

ساعت خودمو مرتب کردم که احساس کردم یک جفت چشم داره از تو شیشه نگاه میکنه :/

رفتم عقب تر دیدم دو جفت چشم داره نگاه میکنه که یدفعه چشمم خورد به بالای اون 

قسمت که نوشته بود ----»»» اطلاعات دانشگاه :/ 

 واقعا نمیدونستم چکار کنم ، یه لبخند مصنوعی به افرادی که داخل نشسته بودن کردم و 

اافرارررر  ... بعد با مامانم زدیم زیر خنده :)) خخخخ

اونم هیچ جا  نه و اطلاعاااات :/ 

P 2 : 

من یه سوال دارم ..آیا مصاحبه هم چیزیه که تقلب بکنن ؟؟؟؟!!‍

مسئول اون جا ، شاید ده بار جای دخترا رو عوض کرد و تذکر داد ... اکثرا با دوستاشون بودن ، 

البته من اون جا آشنا یا دوستانم رو ندیدم ...حالا شاید جز گروه من نبودن شایدم شرکت نکردن :))

P 3: 

وقتی تو سالن اصلی نشستیم من همش احساس میکردم دارن با دوربینا نگاه میکنن :)) خخخ

P4: 

مقنعه و چادر هم بهم میادا نمیدونستم !!! :))


ممنونم از دعایی که کردید و راهنمایی های خوبتون 

دیگه توکل برخدا هر آنچه که پیش بیاد از این به بعد قسمته و پذیراش هستم :)

شاد باشید :)))

Miss shahtot

  • รђคђt๏t :)

Memory 28...نکات عالی برای مصاحبه ؛)


امروز به طور کاملا اتفاقی با یه کانالی آشنا شدم و در اون کانال ، شماره تلفن مشاوره 

مصاحبه گذاشته شده بود :) زنگ زدم و با یه خانومی صحبت کردم که شنیدن حرفاش و 

توصیه هاش به نظرم برای کسایی که مصاحبه دارن خیلی مهمه و البته من که از 

 بعضی از حرفاش   واقعا شاخ در آوردم و تعجب کردم !!!!   حالا چی گفت ؟

 مینویسم هم برای کسایی که مصاحبه  دارن هم برای خودم که دوره بشه ...

و یادم باشه :))))

اینم بگم این حرفا برای همه نوع مصاحبه اعم از شغلی و دانشگاهیه:)

نه فقط علوم پزشکی شاهد ...


حضور نیمه وقت در جلسه مصاحبه استخدامی ---» خیلی عجیب !!

یعنی این جوری نیست که شما بری  داخل اتاق تموم شه بره !!!! قبل حضور در اتاق 

و بعدش یک سری افراد نشستن شما و   رفتارتون رو زیر نظر دارن :// !!

اون جا ساعت یازده باید بریم چهار ساعتم ممکنه طول بکشه :// 

قبلش هی نگو وای حوصله ام سر رفت ، وای خسته شدم !!!

سرت تو گوشی نباشه شاتوت !! .... یه کتاب با خودت برداری خیلی آروم و متین مطالعه اش

میکنی ، و جوری که جلب توجه نشه حواست به دور و برم هست :)

( از الان احساس میکنم تحت نظرم :/ ) 


چند جمله برای معرفی ----»

 ممکنه به زبان انگلیسی بخوان :

My name is shatot shatotian 

Im 18 years old...from Tehran 

My field of study is empiric

خوبه ؟؟؟ یا بیشترش کنم ... دیگه چی بگم ؟ 

چند ویژگی بارز و ویژگی منفی ----»

مهم ترین نکته اعتماد به نفسه ... همه این سوال ها رو میپرسن که اعتماد به نفس و

 در درجه بعدی شخصیت و ویژگی های طرف مقابل رو بسنجن 

باید صادقانه جواب بدیم ... اون جایی که نمیشه راستشو گفت ---» هیچی نمیگیم 

و منحرف میکنیم سوال رو ( پووووفففف :/)

ویژگی بارز رو باید دلیل بگی چرا اینو بارز میدونی ؟

در مورد منفی ---» ویژگی هایی که از لحاظ عرف بد محسوب میشن ولی از لحاظ اخلاقی

خوب و پسندیده ان :) 

خلاصه سوال های دیگه ای که میپرسن ---» 

کار گروهی یا فردی رو دوست داری ؟

هدفت از انتخاب شغل ؟   نحوه استفاده از اینترنت ؟ شبکه های مجازی ؟

چه قدر مطالعه داری ؟ چه کتابایی چه نویسنده هایی ؟ چه موضاعاتی ؟

جواب این سوالا از قبل  آماده باشه و نوشته بشه

فن بیان و شمرده صحبت کردن --» 

 مثلا سعی کنی جلسه مصاحبه رو بدست بگیری و خودت

به سمتی که روش تسلط داری پیش ببری

شمرده و آروم آروم صحبت کردن ... نه بلند نه خیلی آروم...برای این کار من یه پنج شش باری

صدامو ضبط کردم و گوش دادم ، این راه خیلی خوبیه :)

صدا نلرزه و با اعتماد به نفس حرف بزنی  تمرین تمرین و تمرین :)


اطلاعات عمومی ---» این جور سوالا دو دسته ان :

دسته اول : سوالات انحرافی که هدفش پاسخ شما نیست

 بلکه میخواد میزان کنترل و تسلطرو بفهمه 

مثلا : چند درصد زمین رو آب فراگرفته ؟ :/ 

برای پاسخ به این سوال های چرت و پرت نباید فورا گفت نمیدونم !!

این تاثیر بدی میزاره ،‌ باید هر آنچه که اطلاعات داری در اختیارشون بزاری مثلا :

درصدشو به طور دقیق نمیدونم اما میدونم که بیشتر سطح زمین رو آب فراگرفته و بیشتر

آب ها در سطح اقیانوس و دریاها تجمع پیدا کرده ؛)

دسته دوم :

سوالاتی که واقعا جنبه اطلاعات عمومی دارن که من خودم دارم این جزوه رو میخونم و 

واقعاااا عالیه و شامل همه زمینه ها میشه ------این جا :)


مدارک لازم ---» 

اصل شناسنامه و کارت ملی ، کپی از صفحه اول شناسنامه و کارت ملی

یک عکس سه در چهار ، خودکار آبی

شماره تلفن و آدرس سه معرف ( لطفا افرادی معرفی بشن که خصومت شخصی ندارن :/ )

 محل سکونت پنج سال قبل :)

برای شاهد ---»

حضور خانم ها با حجاب کامل --» چادر :)



من جز دسته اول هستم روز چهارشنبه مصاحبه دارم :)

هی مشینم جلو آینه صحبت میکنم و تمرکز روی حالت صورت و دست ...

این جوری که فهمیدم نه خیلی باید خشک و جدی باشه آدم نه خیلی راحت و صمیمی

ولی رعایت ادب ، احترام ، استیل ، طرز نشستن ، صحبت کردن و... همه اینا مهمه :)))


خواهشا برام دعا کنید که این مصاحبه به خوبی و خوشی تموم بشه :)

همین دیگه ... با آرزوی موفقیت و سلامتی و این صوبتا :)

اگر به کسی هم این حرفا کمک کرد برام دعا کنه ...

اگر توصیه ای دیگه ای دارید بگید ممنون میشم :)

Miss shahtot 

  • รђคђt๏t :)

گوشه ی دنج تنهایی های من

خاطرات ِ من ....

The natural word is so beautiful
at the moments

کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan