117 ....اولین دیدار وبلاگی :: گوشه ی دنج تنهایی های من

117 ....اولین دیدار وبلاگی


داشتم به روبرو نگاه میکردم ، یدفعه سرمو برگدوندم و دیدمش ^___^ همینجوری مثل عکساش بود فقط با این تفاوت که خیلییی خیلییی گوگولی تر و مهربون تر و ناز تر از عکساش :) فروردین دخت از اون دست دختراییه که وقتی می بینشون دوست داری سفت بغلشون کنی و لپاشونو بکشی ^__^ خلاصه نگم براتون که چه حس خوبی داره کسی رو که تا الان فقط نوشته هاش رو میخوندی ببینی و باهاش ناهار بخوری :) فکر میکنم هردو یه جوری بودیم که سال هاست همو میشناسیم و خیلی راحت و صمیمی باهم صحبت میکردیم .

P 1 : به خودشم گفتم که عطرش خیلی خوش بو بود :)

P 2 : برای من چشمای آدما خیلی مهمه . چون به نظرم چه بخوان چه نخوان ، چشماشون خیلی چیزا رو از درونشون نشون میده . به همین دلیل تو چشمای ادمایی که برای اولین بار می بینم  معمولا خیلی دقیق میشم . تو چشمای فروردین دخت هم کلی شوق زندگی ، ایمان ، پاک بودن ، مهربونی و هوش سرشار دیدم و پیدا کردم ^__^ خلاصه این که فوق العاده بود :)

امیدوارم که جور بشه که بازم بتونم با بلاگر های بیشتری دیدار کنم ^__^ از بس که حس خوبی داشت :)

  • รђคђt๏t :)

گوشه ی دنج تنهایی های من

خاطرات ِ من ....

The natural word is so beautiful
at the moments

کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan