پست دوم انتخاب رشته : علاقه ، بازارکار ، درآمد ،‌شناخت و توان :: گوشه ی دنج تنهایی های من

پست دوم انتخاب رشته : علاقه ، بازارکار ، درآمد ،‌شناخت و توان

 خب دومین پست اول اینو بگم که مواردی که مینویسم بیشتر نظرات شخصی منه ! من نه مشاورم نه کارشناسی چیزی و صرفا باتوجه به اونچه که خودم گذروندم و در دیگران دیدم دارم این تجربه های شخصی رو مینویسم . پس حتی شاید اشتباه باشه و شما صرفا به گفته های من اکتفا نکنید . چرا ؟ چون بچه ها انتخاب رشته خیلی مهمه خیلییی . و قراره آینده شمارو تعیین کنه پس جدیش بگیرید :)

پزشکی ؟دندون ؟ دارو ؟ یا رشته های دیگه؟
برم سراغ علاقه ام یا به بازار کار توجه کنم؟
علاقه یا استعداد ؟

اول باید درمورد علاقه و شناخت و تحقیق درمورد  اون رشته صحبت کنم

بچه ها علاقه خیلی مهمه ، خیلییی ! چرا ؟ چون وقتی شما یک رشته دانشگاهی رو انتخاب میکنید فقط تا چند روز اوله که تشویق ها وانگیزه دادن های اطرافیانتون رو دارید و بعد اون این شما هستید و اون رشته ای که انتخاب کردید و مسئولیت های پیش رو ! شما تو هر رشته ای که انتخاب کنید میتونید موفق باشید و عضو فعال و پویایی برای جامعه به شرطی که درونش علاقه داشته باشید پس قدم اول علاقه است و حالا بعد علاقه باید در مورد رشته ی انتخابی فکر کنید که بازار کارش چطوریه در آینده ؟ درآمدش ؟ سختی و طول تحصیلش؟ آیا شب کاری داره ؟ و اگر داره شما باهاش کنار میاید ؟ به دنبال یک شغل پویا و هیجان انگیز هستید یا صرفا زودتر رسیدن به یک رشته و بازار کار رو مدنظر دارید( مثلا بین پزشکی و دندون ) یا حتی درآمدش رو؟ و اون رشته به چه صورته ؟ خانواده اتون چه قدر قراره ساپورت کنن شمارو تو اون رشته هم از لحاظ روحی هم امکانات؟ و حالا میتونید متوجه بشید که اون علاقه ی شما انتخاب کردنش چه قدر عقلانی و منطقیه ؟
بعضیا میگن علاقه رو انتخاب رشته اولویت قرار بدم یا بازار کار ؟
من میگم شما علاقه ات رو درنظر بگیر اما برو درموردش تحقیق کن و با چشم باز انتخاب کن. چون اگر واقعا به رشته ای علاقه نداشته باشید و صرفا به خاطر بازار کارش برید ، بعد ها ممکنه حتی اون رو رها کنید و به این صورت بازارکاری هم وجود نخواهد داشت که حالا بخواید نگرانش باشید .
یعنی گفته میشه که علاقه بازار کار رو به همراه میاره . وقتی شما به یک رشته علاقه دارید خودبه خود در اون رشته خلاق میشید . و همین برای شما بازار کار رو ایجاد میکنه . حالا من میگم چکار کنید . همین که شما اول علاقه تون رو مقایسه کردید با رشته ای که بازار کار فوق العاده ای داره ...همین که متوجه شدید که ممکنه تو اون رشته واسه شما در رشته ای که انتخاب کردید در آینده شغلی نباشه و به قول معروف " با چشم باز همه جوانب رو در نظر گرفتید " اون وقت متوجه میشید که واقعا عاشق بودید یا اشتباهی عاشق شده بودید !
پس بعد از در نظر گرفتن علاقه ، خوب در موردش تحقیق کنید و این سوال هارو که من از یه سایت گرفتم بپرسید :
آیا رویای من چیزی است که شبها خود را در آن تصور می کنم؟
آیا خود را در حالی تصور می کنم که شغل مورد علاقه ام را یافته ام؟
آیا این شغل اصلاً در ایران وجود دارد؟
آیا می توانم این شغل را خودم ایجاد کنم؟
آیا از پس هزینه های ایجاد شغل مورد علاقه ام بر می آیم؟
نگاه جامعه به رشته و شغل من چگونه است؟
آیا اصلاً به نگاه جامعه به موقعیت تحصیلی و شغل خود احترام می گذارم؟
آیا علاقه مندی من مربوط به ذات من است یا چیزیست که به من دیکته شده است؟
آیا محیط (چه خانوادگی و چه اجتماعی) علاقه من را حمایت می کنند یا من را به سخره می گیرند؟
آیا این رشته ای که به آن علاقه مندم به خاطر به دست آوردن یک سری تخصص خاص است؟
آیا مدرک دانشگاهی برای این تخصص اهمیت دارد؟
آیا بدون مدرک دانشگاهی می توانم تخصص مورد نظرم را با خود فراگیری در خود پرورش دهم؟
آیا علاقه من براساس یک فلسفه خاص در من شکل گرفته است یا ناگهانی و بدون هیچ فلسفه ای؟
چه هزینه هایی برای علاقه خود باید متحمل شوم؟
چند انسان موفق در علاقه مندی خود می شناسم؟
افراد شکست خورده در حوزه علاقه مندی من چرا شکست خورده اند؟
آیا علاقه من می تواند تنبلی و عدم پشتکار من را دور کند؟
به پول علاقه مندم یا به موقعیت شغلی یا به ارضای درونی؟
از طریق این رشته ای که به آن علاقه مندم وارد چه رشته های دیگری می توانم بشوم که به آنها علاقه مندم یا حداقل نیازهای مادی مرا برطرف می کند؟


اینجوری و با پرسیدن این سوال متوجه میشید که آیا واقعا علاقه داشتید یا صرفا یه خیال بوده ‌... و بعد از اون بازار کار اون رشته که شامل پیداکردن شغل ، درآمد ، موقعیت اجتماعی و غیره و غیره هم هست میتونید به نتیجه برسید.
این هم بگم که اگر بین رشته ای موندید که کمتر علاقه دارید ولی بازار کار خوب داره خوب با خودتون به این فکر کنید که ممکنه بعد ها به خاطر رضایت شغلی و بازار کار خوبش من به اون علاقه مند بشم ممکنم هست واردش بشید و ببینید که علاقه ای ندارید و کنارش بذارید پس با چشم باز همه رو در نظر بگیرید و اگر علاقه ای دارید به همه چیز اون علاقه و پیامد هاش هم توجه کنید

دومین موردی که میخواستم صحبت کنم درموردش اینه که بعضیا فعال و مفید بودن رو صرفا در پزشکی یا دندون یا دارو میبینن در صورتی که رشته های دیگری هم وجود دارن که بازار کار خوبی داره و درونش میتونید به مردمتون خدمت کنید ، و ازش لذت ببرید . و حتی محیط و فضای کاریش مشابه اون رشته ایه که خیلی دوست داشتید و حالا نتونستید بهش برسید و حتی تر شاید اون رشته زیرشاخه ای از رشته ای باشه که بهش قبلا علاقه داشتید و بتونید تو تخصص ادامه اش بدید !
مثال میزنم : پرستاری ، مامایی ، هوشبری ، اتاق عمل ، فیزیوتراپی ، بینایی سنجی ، شنوایی سنجی ، علوم آزمایشگاهی ، شیمی ، رشته های فرهنگیان و...
پس دیدید که رشته های دیگری هم وجود داره خوب درموردش تحقیق کنید و بعد از آشنایی ببنید چه قدر بهشون علاقه دارید :)

سومین مورد استعداد و توانایی شخصی ..درکل فاکتور های لازم برای تحصیل در اون رشته ! ببنید یه اصطلاح هست که میگه گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود . حتی اگر زور هم باشه مثلا یکی از فامیل های ما شیمی رو درکنکور یازده درصد زده و خانواده اش به هر زوری که شده میخوان بفرستنش دارو . وقتی دیدن پردیس هم دارو نمیاره بهش گفتن که بزنه شیمی دارویی که بعدا واسه تخصصش دارو بخونه . حالا من از شما یه سوال دارم کسی که اونجور که به نظر میرسه استعداد کافی تو درس شیمی نداره ( و به نظر میرسه که علاقه ای هم نداره ) بعدا که وارد دانشگاه شد و اون هم در رشته ای که دیگه زندگیت میشه شیمی که چندین برابرهم سخت تر از درسای دبیرستانه میتونه دووم بیاره ؟ شاید هم واقعا دووم بیاره و واقعا هم از نظر خودش استعدادش رو داشته ! حالا به خاطر یه سری شرایط درصدش اومده پایین . بچه ها بازهم میگم که علاقه خیلییی مهمه اما شما باید ببنید آیا تو اون رشته اصلا استعدادی هم دارید یا نه ؟ و این خیلی راحت از تراز و درصداتون و حتی سرعت فهم و درکتون میتونید متوجه بشید .
میخوام بگم که توان خودتون و مطابقتتون رو با معیارهای اون رشتهرو هم در نظر بگیرید و با خانواده تون که با توانایی های شما آشنایی دارن صحبت کنید . شاید این شما باشید که دارید خودتون رو دست کم میگیرید و توانایی هاتون خیلی بالاتر از این حرفاست . شایدم نه بیش از توانایی هاتون از خودتون انتظار دارید :)

این پست ها همچنان ادامه دارند پس سوالی داشتید بپرسید که یادم بمونه...

  • รђคђt๏t :)
نظرات  (۰)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گوشه ی دنج تنهایی های من

خاطرات ِ من ....

The natural word is so beautiful
at the moments

کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan