100 ...کیمیته انضباطی ! :: گوشه ی دنج تنهایی های من

100 ...کیمیته انضباطی !


این چند روزه که کم کم داریم به اعلام نتایج نزدیک میشیم ، قشنگ حس و حال کنکوریا رو درک میکنم و حسم جوریه که انگار قراره نتایج خودم بیاد . من خودم زمانی که منتظر اعلام نتایج بودم از خوندن پستایی راجع به کنکور و اعلام نتایج و فلان و بهمان استرس میگرفتم و حس بدی پیدا میکردم . و بلافاصله از اون سایت یا وبلاگ خارج میشدم بنابراین وقتی پنلم و باز کردم که بشینم و از اعلام نتایج و از حس و حال اون زمان خودم بنویسم،  صرف نظر کردم و ترجیح دادم در مورد خودم بنویسم که ذهن کنکوریامون منحرف بشه :دی و اون چیزی نیست جز کمیته انضباطی :|

اگر یادتون باشه گفتم که قراره واسه جشن پایان ترم دو و سال اول ، باهمه بچه ها بریم بیرون . خب خوش گذشت و بد نبود ‌ . هرچند از اول تا آخر یه گوشه نشسته بودم و عملا فقط به در و دیوار خیره شده بودم . حالا بعد دوماااه انگار که از دانشگاه به بچه های خوابگاهی که جشن رفتن زنگ زدن که شما چرا جشن رفتید ؟ جشنتون غیراخلاقی بوده :| یعنی واقعا تباه تر از کشور ما و فرهنگ قرون وسطایی بودنش وجود داره عایا یا نه ؟ بعد میدونید از چی حرصم میگیره ؟ از این که به پسرا زنگ نزدن ... اگر قرار به بحث یه کار اشتباه باشه  ( که صد درصد از نظر من اشتباه نیست !) دختر و پسر فرقی ندارن و هردو باید توقیف بشن . و حالا گفتن که باید بیاید دانشگاه با کپی شناسنامه و فلان که تشکیل پرونده بدید :/ و این یعنی بدبخت شدن عملی ِ من ! . هرچند نه به پدرم نه به من این چند روزه تماسی نگرفتن و من از این موضوع تعجب میکنم . و البته احتمال میدم که مسئول آموزشمون شاید ازم تعریف کرده باشه و هوامو داشته . آخه مسئول آموزش ما خیلی بداخلاق و سختگیره و با هیج کس خوب نیست اما برخلاف انتظار همه به طرز عجیبی از همون وقت که اومدم باهام خوب بوده و حتی تر یه بار که از دور منو دید برام سرتکون داد و سلام کرد که همه بچه ها با چشمایی که از فرط تعجب چهارتا شده بود بهم نگاه میکردن .
خلاصه این که به مامان بابام هم گفتم همچین اتفاقی افتاده و هرگز فکرشم نمیکردم به خاطر یه بیرون رفتن ساده که همه بودن و عملا هم کاری جز غذا خوردن و یکم گپ زدن نبوده قرار باشه برام تشکیل پرونده بدن . از این بیشتر تعجب میکنم که بچه های ۹۵ ای حتی برای افطاری هم باهم رفته بودن بیرون  ، جشن پایان ترم که بماند و به اونا هیچی نگفتن ! یا مثلا بچه های دندون ۹۶ که اوناهم مثل ما رفتن بهشون هیچی نگفتن ! من نمیدونم چه پدرکشتگی با پزشکیا دارن

P1 : دقیقا حس اون مجرمایی رو دارم که یه خطایی مرتکب میشن ! منی که تو اون ۱۲ سالی که مدرسه میرفتم یه بار حتی پام به دفتر مدیر باز نشده و حتی یه اخطارم از ناظم نگرفتم و تو این یک سال سعی کردن آسه بیام آسه برم و سرم تولاک خودم باشه و به کسی کار نداشته باشم یعنی به زودی قراره واسم پرونده تشکیل بشه ! اونم واسه جشنی که فقط برای این که از پشت سر هم و طولانی بودن امتحانا و فشار و خسته بودن رفتم ...حقیقتا که سرم داره منفجر میشه -___-

فقط این که دعا کنید که همچنان بهم زنگ نزنن و مشکلی ایجاد نشه و گرنه باید کلن انتقالی و جابه جایی و همه اینارو ببوسم بذارم کنار و قطعا اگر این اتفاق بیوفته تا عمر دارم هیچ وقت خودمو نمیبخشم ...و حسرت میخورم
P2 : کلی برنامه داشتم واسه صدمین پستم و حالا ببینیدکه چیشده ! خدایا حکمتتو شکر
Miss shahtot

  • รђคђt๏t :)
نظرات  (۶)
چقد واستون بد میشه:((
امیدوارم گوشیش بشکنه و آلزایمر بگیره و با شما تماس نگیره...
فعلا که خداروشکر تماسی نگرفتن و امیدوارم هم که نگیرن همچنان
:)
امروز صبح داشتم خواب می دیدم کارنامه کنکور اومده و دارم کارنامه خودمو میبینم  یهو از خواب پریدم دو سه ساعت بعدش هم نفرات برتر و اعلام کردن!یعنی یه همچین کانکشنی دارم با سازمان سنجش:/
الانم جهت حواس پرتی اومدم  وبلاگ بخونم مثلا!
در رابطه با کمیته انضباطی هم فقط میتونم تو یه جمله خلاصه کنم :این جا ایران است!:/
ایشالا که چیزی نمیشه به سلامتی برمی گردی تهران چون به پسرا زنگ نزدن فکر کنم میخواستم فقط یه کم بترسوننتون البته اون شخص آنتن گرامی که جشن و لو داده رو هم باید پیدا کنین به نظرم
عجب رابطه ی تنگاتنگی داری با سازمان سنجش :)
من یادمه اون روز رفته بودم کلاس سنتور که وقتی برگشتم
یدفعه دیدم که میگن نتایج اومده -___-
ازت نمیپرسم چطوری بوده اگر خودت دوست داشتی بیا بگو :**

ممنوووونم عزیزدلم ^___^💜
امیدوارم اصلا بهت زنگ نزنن ..  چون معمولا بعد از فارغ التحصیلی احتمال اینکه در یکی از مراکز دولتی مشغول به کار بشید زیاده سعی کن همه چی رو رعایت کنی بهانه دست کسی ندی .. 

سربلند و موفق باشی شاتوت جونم :))))
اره واقعا یکی دیگه از دلایل نگرانیم دقیقا همین بود

ممنونم سیلاک مهربونم ^__^💜
کمیته انضباطی هم که شدید خانم دکتر😂 نترسید کاری نمیتونن بکنن . خلاف شرع که نکردین . از این به بعد میخواید برید دورهمی به کسی نگید یعنی شلوغش نکنین .
اره واقعا می بینید تروخدا 😑😑

والا اینا انقدر شلوغش کردن که حتی عکس دورهمی  رو هم واسه پیج دانشگاه فرستادن😐😂
ان شاءالله که چیزی نیست
انشالله....
اون زمان ما همش تو سر دانشگاه درپیتمون میزدیم ولی انصافا سفره خانه هم رفتیم منچ هم بازی کردیم کسی باهامون کاری نداشت. :|
نمیدونم چی بگم کلی واقعا این مدل رفتار جای تاسف داره واقعا -__-
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گوشه ی دنج تنهایی های من

خاطرات ِ من ....

The natural word is so beautiful
at the moments

کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan