98 ...تولد یک سالگیت مبارک شاتوت عزیز :) :: گوشه ی دنج تنهایی های من

98 ...تولد یک سالگیت مبارک شاتوت عزیز :)

  یک سال پیش دقیقا در همین تاریخ اولین پست این وبلاگ منتشر شد ... یادم میاد اون اوایل که این وبلاگ رو ساختم هدفی جز فرار کردن از دنیای واقعی که آزارم میداد و مکانی که گفتن و نوشتن برام راحت باشه ...نبود . نه تا حالا وبلاگ نویسی کرده بودم نه هدف خاصی جز روزمره نویسی داشتم . فقط دوست داشتم بنویسم و متقابلا داستان زندگی دیگران رو بخونم و ازش درس بگیرم ...تو این مدت با افراد زیادی آشنا شدم . کسانی که اولین بار به وبلاگشون رفتم ، با خوندن یه پست خاص و یا پروفایلشون جذب وبلاگ شون شدم ...کسانی که وبلاگشون مخاطب زیادی داشت و برام جالب بود که بفهمم چکار کردن و این همه مخاطب رو با دنبال کردن تعداد زیادی افراد و کامنت متعدد گذاشتن کسب کردن یا صرفا به خاطر نوع نوشته هایی که داشتن ؟ خب برام نوع رفتار و عکس العملی ‌کسانی که برای اولین بار به وبلاگشون رفتم گاهی ناراحت کننده گاهی خوشحال کننده بود . یه سریا بعد از معرفی کردن خودم یا حتی تعریف کردن از قلم و سبک نوشته هاشون حتی یه کلمه جواب هم ندادن... یه سریا به گفتن یه ممنون اکتفا کردن و یه سریا هم بعد از اظهار خوشحالی و خوش آمدگویی تشکر کردن . نمیشه از همه آدم ها انتظار یک نوع رفتار رو داشت ولی یه جورایی انتظار متفاوت تری از اکثریت داشتم چون از نظرم همه به نوعی نویسنده بودن و یه کار فرهنگی انجام میدادن و مهم تر این که همه اکثرا دانشجو ، مهندس ، پزشک ، وکیل ، کارمند..بودن پس انتظار از بیانی ها بالاتر میرفت ...و حتی شاید وقتی برای اولین بار به وبلاگی رفتم و پستی رو خوندم که در مورد ادب و احترام به همدیگر و رعایت حق و حقوق سایرین بود خیلی خوشحال شدم که همچین افرادی وجود دارن که به این مسائل اهمیت میدن و بدنبال رواجش هستن اما بعد از گذاشتن اولین کامنت و تعریف از اون پست و بعد از دیدن طرز برخورد نویسنده ی اون وبلاگ با کسی که اولین باره که با وبلاگش آشنا شده و هدفش جز آشنایی و دنبال کردن نوشته هاش نه تبلیغ نه مجبور کردن اون شخص به دنبال کردن متقابل نیست ‌کم کم از دنیای وبلاگ نویسی دلگیر شدم ...سعی کردم به رفتار اون عده فقط به خاطر نوشته های عالی و درجه یکی که داشتن توجهی نکنم و همچنان نوشته هاشون رو بخونم اما کم کم که پیش رفت این نوع تصنعی بودن و هم خوانی نداشتن نوشته ها با رفتار و ادب خود شخصی که اون نوشته رو مینویسه باعث شد از دنیای وبلاگ نویسی دلسرد بشم و حتی برای مدتی کوتاه ننویسم ... اما وقتی وارد دانشگاه شدم و با دنیای بزرگتر و جامعه ی بزرگتری مواجه شدم فهمیدم مسلما نباید انتظار داشت که همه دقیقا اون چیزی باشن که نشون میدن و نباید از همه به طور یکسان انتظار داشت. وقتی یه پلی بک به اون چند ماه و افراد و وبلاگ هایی که آشنا شدم و تاثیری که در من ایجاد کردن زدن . دیدم که یه نوشته حتی اگر فوق العاده و پر از حرف برای گفتن باشه تا زمانی که با خود اون شخص همخوانی نداشته باشه هیچ تاثیری رو در مخاطبانش ایجاد نمیکنه و یک نوشته وقتی جذاب میشه که لابه لای تک تک کلمات و جملاتش خود اون شخص، حس واقعی ...و شخصیت واقعیش رو پیدا کنی برای همین که بعضی نوشته ها هرچند هم خیلی زیبا باشن اما اون طور که باید و شاید دلچسب نیستن. و برای همین از بعد اون تصمیم گرفتم تنها وبلاگ هایی رو دنبال کنم و بخونمشون که این ویژگی رو داشتن و من حسش میکردم :) اون وقت بود که خیلی حس بهتری داشتم.
تو این یک سال سعی کردم که خودم باشم نه کمتر نه بیشتر . نمیدونم موفق بودم یا نه اما خوشحالم که وبلاگ نویس شدم و این وبلاگ همدم  بوده و هست . ممنون از کسانی که با این که به خاطر اتفاق هایی که از مهر به بعد افتاد ( انتقالی ، جابه جایی ... سنگین شدن درس ها و...) به وبلاگ هاشون نتونستم زیاد سر بزنم و کامنت بذارم کنارم بودن و جویای احوالم میشدن و بهم سر میزدن . شما نمیدونید که بعد از خوندن کامنت هاتون چه لبخند بزرگی میزدم و چه قدر از حضورتون خوشحال میشدم و این قول رو میدم که انشالله از این به بعد بیشتر از قبل سر بزنم. و حتی قصد دارم دوباره وبلاگ های جدیدتری رو پیدا کنم و با خوندن پست ها و حس و حالشون البته این دفعه جدی تر و با هدف دیگر دنبالشون کنم و دایره این ارتباط ها رو گسترده تر کنم :)
تو این مدت دوستانی پیدا کردم که بدون اقرار بهتر از یک دوست در دنیای واقعی نباشن کمتر نیستن :
اِلی ، دکتر پرواز عزیزم ، فروردین دخت  ، ریزوریوس ، تیارا ، دکترآلبالو و آرزوی عزیزم که دوستیمون فراتر از دنیای وبلاگ نویسی شد و من چه قدر خوشحالم که با این افراد آشنا شدم و این اتفاق رو از بهترین اتفاق های زندگیم میدونم.
دکتر آفتابگردون ، دکترهوپ عزیزم ، فرشته ، هلما و واران مهربون ، اقا وحید ، گوشواره های گیلاس ، انگور عزیزم از وبلاگ بگذار مستت کند انگور ِ ناب ِ زندگی ، سپیده عزیزم از وبلاگ چمدان ِ سپید ، دکتر کاکتوس دوست داشتنی ، اقای میم حا ، اقای الف سین که خیلی ناراحتم از رفتنشون و امید دارم روزی دوباره برگردن ، نیلگون مهربونم که هرچی از قلب بزرگ این دختر بگم کم گفتم از وبلاگ در دیار ِ نیلگون ، آقای سین ، نیلی عزیز و شیطون ^__^ ، لیموی عزیزم که امید دارم روزی کتابشو با امضای خودش ازش بگیرم ، لیمو ترش از وبلاگ حسب حال لیمو و لیمو جیم عزیزم از وبلاگ سه نقطه های دل لیمو ، فروزن از وبلاگ سحر نزدیک است ، آنیا بلایت از وبلاگ پشت آبشار ، بنفشه عزیزم ،آقای دکتر محمد مهدی ، آقای دلگرام که معلوم نیست کجا رفتن ، پومودوروهای شبانه ، مریم ِ( خورشید شب ) همیشه متفاوت و شیرین ، غزاله ی مهربون و خوش قلم از وبلاگ غزالیات ، ام شهر آشوب عزیزم که به تازگی مادر شده ^___^ از وبلاگ رگ پنهان ، جناب نیچه ایسم ، هردو آقا علیرضاها ، اقای مهیار حریری از وبلاگ آقای وکیل ، گل نگار شاد و با سلیقه ، انارک کوچولو دوست داشتنی :* ،یسنا بانو از وبلاگ من لی غیرک ، جناب قدح ، هاژ محمود از وبلاگ خدایا به امید تو ، اقای شباهنگ ، نلی عزیزم از وبلاگ اینجا نلی از آرزوهایش مینویسد،  آسمان عزیزم از وبلاگ به وسعت آسمان ، الیوت از وبلاگ دنیای وارونه که باهاشون افتخار آشنایی نداشتم ولی نوشته هاشون رو تا حدودی خوندم ، اسمارتیز عزیزم، هویجوری عزیزم که نمیدونم کجاست و امیدوارم حالش خوب باشه ، مریم عزیز از دنیای یک انسان چپ دست ، نفس ، دکتر خرمالوی عزیزم که اونم خبری ازش ندارم و خیلی دوست دارم بدونم حالش چطوره ، سیلاک مهربونم ، وحیده جان ، آرام عزیزم که واقعا هم مثل اسمش آرومه :) آقا حسین که همون اوایل وبلاگ نویسی باهاشون آشنا شدم و زحمت قالب رو کشیدن و یدفعه غیبشون زد ! ، گل نرگس عزیزم ،لافکادیوی درجه یک ، بق بقوی عزیزم
از کسایی که وبلاگ نداشتن و منو میخوندن هم خیلی ممنونم که البته بیشتر کنکوریا بودن و تا جایی که یادمه :
جوجه ، شیما ، مائده ، سارا، اقای اسفند ...راستی بصی کجاایی ؟ یه خبری از خودت بهم بده :)

ممنون از همه ی شما بابت این که نوشته های نچندان خوب من رو خوندید و به وبلاگم اومدید :) یک سری خواننده خاموش هم دارم که نمیشناسمشون اگر دوست داشتن بیان خودشون رو معرفی کنن و منو خوشحال کنن اگرم نه که هرجور راحتید ..به هرحال ازتون ممنونم که منو میخونید :)

در آخر وبلاگ عزیزم . ممنون که منو تحمل کردی ...بی اعصابی ها ، بداخلاقی ها ، ناراحتی ها و خوشحالی ها ‌. با هرحسی که داشتم به سراغت اومدم و نوشتم و نوشتم و نوشتم . شاید حتی منتشرش هم نکردم اما با نوشتن درونت آروم شدم :)به امید مانا بودنت ....

P1 : قصد دارم آروم آروم یه بخشای جدیدی رو به وبلاگم اضافه کنم ( انشالله) و این که شاید رو قالب هم یه تغییراتی ایجاد کردم :) من مجبور شدم که خیلی از پست هارو عدم نمایش بزنم تا فردا فرصت دارید اگر پستی رو خواستید بگید که دوباره فعالش کنم :دی :)

P2 : اگر کسانی بودن که اسمشون رو فراموش کردم عذر میخوام و بدونید همتون رو دوست دارم :)

اینم از کیک تولد شاتوتی ... تولد یک سالگیت مبارک 

  • รђคђt๏t :)
نظرات  (۲۴)
بنده هم از صمیم قلب بهت تبریک میگم و همیشه دعای خیر ام پشت تو دختر گل هست موفق باشی :*
ممنونم عزیزم 💜 ممنون که دعام می کنید :*
قبل از همه چی آدرس بدم کیک بفرستی؟ *__* تولد وبلاگت مبارک شاتوت مهربون :))) از دیدن اسمم ذوق مرگ شدم :))) منم خیلی خوشحالم که دوستیمون فراتر رفت. امیدوارم سالها بتونی راحت اینجا بنویسی.
ایشالله روزی که همو دیدیم یه کیک شاتوتی مهمون من ^__^
ممنون عزیزدلم :*💜💜
منم امیدوارم وبلاگت همیشه مانا باشه تا بیایم و نوشته های زیبات رو بخونیم :*
جمعه ۵ مرداد ۹۷ , ۰۱:۴۳ مریــــ ـــــم
شاتوت عزیزم تولدت مبارک 
ینی تولد وبلاگت
وبلاگ آدم مثل بچه ی آدمه
دکتر ممنون که یاد منم بودی
ممنون مریم عزیزم:)💜
اره دقیقا ...منم همچین حسی به وبلاگم دارم.
خواهش وظیفه است^_^
"دیدم که یه نوشته حتی اگر فوق العاده و پر از حرف برای گفتن باشه تا زمانی که با خود اون شخص همخوانی نداشته باشه هیچ تاثیری رو در مخاطبانش ایجاد نمیکنه"


حرف خوبی زدید!!!

تولد یه سالگیتون مبارک!!
این مدت خیلی کم به وبلاگ شما و دوستان سر زدم!!
ولی دوستان خوبتون بودن همیشه!!
دلتون شاد!!
بدرود!!
بله...

ممنون :)
همیشه راهنمایی هاتون بهم کمک کرده .

دل شماهم شادتر :)
این بهترین پست تولد بلاگی بود که تا حالا خوندم :) عالی بود و تولدش مبارک
ارزوم براش اینه که انقدر خوب و مهربون باهاش رفتار شه که هیچوقت فکر رفتن به سرش نزنه
مرسی بابت اینکه منو یادت بود شاتوت جان , باعث افتخاره :-*
چه قدر خوب ^___^💜
چه جمله ی قشنگی گفتی لیمو جانم :*
مگه میشه تورواز یاد برد لیمو مهربونم ^__^💜
تولد وبلاگت مبارک عزیزم :)
ما هم خوشحالیم که تو هستی و مینویسی شاتوت مهربون:)
راستی انتقالی درست شد؟ قرار بود این ترم معلوم بشه، معلوم شد؟
ممنون فرشته ی عزیزم ^__^💜💜
منم خوشحالم وقتی که ستاره ی وبت روشن میشه و کامنتت رو میبینم :*
قراره تو شهریور بگن نتیجه رو خیلی استرس دارم واسم دعا کنید:)
عزیزم*___*
کلی ذوق کردم، انشالله همیشه از موفقیت ها و خوشی هات برامون بنویسی:**
نلی جانم *___*💜
ممنون عزیزم . امیدوارم که خودت هم کلی برامون از خبرها و اتفاق های خوبت بنویسی :*
یکسالگی شاتوت جانمان مباااارک:))
بمونی واسمون
ممنوووون عزیزم ^__^💜💜
همچنین :*****
جمعه ۵ مرداد ۹۷ , ۱۵:۵۷ لیمو ترشـــ🍋
😍😍😍😍 مبارکا باشه تولد ۱ سالگی😍 ایشالا موفقیت های خعلی بیشتری ببینیم ازت😄
😘😍💜
ممنونم لیموجانم ..همچنین گل دختر❤
این ارام منظورت منم ؟
بعله منظورم با خود ِ خود شماست 🙈😍💜
عزیزم تولد یک سالگیش مباااااارک:)))

ممنونم از این که به یادمون بودی شاتوت جان:)
ممنووونم عزیزم . هم اسمی توتک جانم ^___^💜

وظیفه است:*
تولد وبلاگ قشنگت مبارک شاهتوت جانم^-^
امیدوارم که روزای خیلی قشنگی رو اینجا ثبت کنی و موندگار بشی اینجا:) حقیقتا هر دفعه که ستاره ی وبلاگت واسم روشن شده ذوق کردم از ته دل:))))) 
+با اون قسمتی که گفتی تا نوشته ها شبیه نویسنده نباشن ،دلچسب نمیشن واقعا موافقم...:)
ممنونم آنیا عزیزم ^__^💜

انشالله .منم امیدوارم وبلاگت مانا باشه همچنان واسمون بنویسی:*
دل به دل راه داره :)

+ :)💜💜😍
چه خوشحال شدم که منو یادت بود :))
تولد وبت مبارک :)
بهههه مگه میشه شمارو فراموش کرد 🙈💜💜
ممنون عزیزم :*
شنبه ۶ مرداد ۹۷ , ۰۱:۲۹ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
عزیزِ مهربونم
یکسالگی شاتوت مبارک
تو بی شک همینی هستی که گفتی!خودِ مهربون،بی شیله پیله،زُلال و درخشانتی.
خیلی خوشحالم ازینکه توی بیان،با دخترِ گل و با اراده و قوی ای مثل تو آشنا شدم.
ان شاءالله همیشه بیای و از موفقیت ها و روزای خوبت برامون بنویسی و من کیف کنم از خوندن خبرهای خوبت😍😘🌸🍃
 
ممنوووونم نیلگون عزیزم ^___^💜💜
لطف داری به من عزیزدلم :*
منم خیلی خوشحالم که با یه دختر خانوم ، مهربون ...و با قلب بزرگی مثل شما
آشنا شدم :***
ممنون گلم  و همچنین ^__^💜
وای من چقدر اسم خودمو دیدم ذوق کردما!!:)))
الان همچنان از خوشحالی هنگم نمیدونم چی بنویسم اینجا ولی انقدر اندر مزایای وبلاگ داشتن نوشتی که به شخصه وسوسه شدم وبلاگ خودمو افتتاح کنم !
 و اما راجب رنگ نوشته های خالصانه و دوستانه شما باید عرض کنم خدمتتون یه مثلی هست که میگه هر آنچه از دل برآید بر دل نشیند واسه ی همین هم آدم های متظاهر با وجود رنگ و لعاب (ایشالا که املاش درسته)زیبابازم لو میرن و نمیتونن اونقدری تاثیر گذار باشن!
نکته آخر هم اینکه ما کنکورمون تموم شد فک نکنی میریم! همچنان اینجا همراهتون هستیم!

عزیزم ^___^
من همتون در ذهنم هستید . حتی اگر وبلاگ نداشته باشید :*
چه خوووب ...اگر  وبلاگتو افتتاح کردی آدرسشو به منم بده که داشته باشمت ^__^💜

لطف داری مائده جانم :)
باعث افتخارمه که همچنان بهم سرمی زنید گلم :*
سلام خانم دکتر. عجب پست طولانی ای بود😅اما تا آخر خوندمش. اسم من هم بود،مرسی که به یاد ما بودین 😆 تولد یکسالگی وبلاگتون هم مبارک . ایشالا تولد های دوسالگی و سه سالگی و چند صد سالگی😅
سلام :)
بله دیگه فکر کنم به پستای طولانی من عادت کرده باشید :دی
خیلی ممنونم و همچنین 🙏🌷
کدوم شیما؟؟؟؟:)))))
واقعاباورم نمیشه منویادتون باشه:)شایدم اونی که گفتین من نبودم...
چون من کنکوری که بودم ازتون سوال پرسیدم وشماهم کمکم کردید امااون تووبلاگ قبلیتون بود....بعدش که آدرس روعوض کردید من گمتون کردم وخیییلی زیادناراحت شدم امایه روزخیلی اتفاقی ازاسم شاتوت پیداتون کردم تویکی ازکامنتدونی های یک وبلاگ،اونروزخوب یادمه چقدرخوشحال شدم که پیداتون کردم.ازبعداونم همیشه وهمیشه میخونمتون  وکیف میکنم ویادمه که روزقبل کنکور اون پستی که راجع به سفرمکه بودبااون اهنگ خواجه امیری که داشت همزمان چقدر ارومم کرد وچقدراشک ریختم وانگارکه به خدانزدیک شدم وقلبم آروم گرفت.
اماتواین وبلاگتون هیچ وقت کامنت نذاشتم نمیدونم چرا. شایدچون من فکرمیکنم چون وبلاگ ندارم پس نویسنده اون وبلاگ  که میخونم منوکمتراز کسی که وبلاگ داره وبواسطه ی پست هاش،میشناسدش ،میشناسه  وخب کمتراحساس صمیمیت میکنه .وتااونجایی که من وبلاگتونوخوندم تواین وبلاگ 
شیمایی نبود...

خوب یکی ازخاموشاکه معلوم شد کیه:)ببینیم بقیه کیاهستن.


+تولدیک سالگی شاتوت مبارک باشه،ایشالا باشه همیشه وماقدکشیدن شاتوت یک ساله روببینیم❤
خودت رو میگم 🙈😍💜💜
من تقریبا همه کسایی که به وبلاگم میان حتی یک بار هم یادمه :*
شمارو هم یادمه که کنکوری بودی و ازم چندبار سوال پرسیدی و یدفعه غیبت زد بعلهههه ^___^
نه اینجوری نیست . لاقل واسه من که اینجوری نبوده و کسایی که به وبلاگم میان چه
وبلاگ داشته باشن چه نداشته باشن هم یادمه :)
تازه یه چندتایی بودن اسمای عجیب غریب داشتن یا مثلا ناشناس یک عدد کنکوری و
 فلان :دی
ایناروهم یادمه ولی دیگه چون اسم نداشتن نمیدونستم کدومشون هستن. مزیت
اسم نوشتن همینه :)

خیلیم عالی ...ممنون که هستید همچنان و من رو میخونید باعث افتخاره :*
+ ممنونم عزیزدلم چه آرزوی قشنگی ^__^💜
جوجه به فداااات خانم‌ دکتر نازنین و خوش قلب ❤
عزیزم ^___^
جوجه جان میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود💜 ؟
کجا رفتی دختر :*
مواظب خودت باش و بازهم ، هروقت دوست داشتی از خودت
بهم خبربده 💜
تولدش مبارک :))
ممنوونم سپیده جانم  :* 💜
تولد یکسالگی وبلاگت مبارک عزیزم ^_^

امیدوارم سالهای سال قلمت ماندگار باشه و دوستی هامون ادامه پیدا کنه .. ممنونم که سبلاک رو هم یادآوری کردی :))))
ممنونم سیلاک جان ^___^💜

مگه میشه سیلاک رو فراموش کنم :**** منم امیدوارم ^__^💜
کلی آرزوی سلامتی و موفقیت و حال خوب واست دارم شاتوت جان. مرسی از لطفت به من :-*
ممنووونم عزیزدلم ^__^ 💜
وظیفه است کاکتوس عزیزم :**
من هنوز هم وقتی اسمم رو جایی میبینم مثل بچه های هفت هشت ساله گل از گلم میشکفه، اینجام بعنواااان دوووووست چه شووووووود. ^___^
فعلا تبریک تولد هم بگم تا برسم به کامنت بلند بالام. :)
آخخخیییی عزیزم ^___^💜

بعله بعله معلومه که شما دوست عزیز و حون جونیه منی :***
از پست منسجمت معلومه که به اون آرامش و انسجام فکری رسیدی، خداروشکر استرس هات تموم شد، چه شبا که با فکر کردن به امتحان های عملی و تئوری پشت سر همت کلافه نشدم، الان میبینی شاتوت برات شده خاطره. میبینی به خودت سخت گرفتی از نرسیدن و وقت نکردنت برا وبلاگ گله کردی ولی الان چی؟! میبینی که اومدی همه ماها که دوستت باشیم هستیم منتظرت بودیم. :)
همینطور خوب بمون همینطور قوی باش:*
اره تقریبا به اون انسجام رسیدم . هرچند هنوز خیلی کار دارم اما حداقل هدفم رو دیگه مشخص
کردم :)
من خودمم که به اون روزا فکر میکنم با این که خیلی هم ازش نگذشته احساس میکنم چند سال
گذشته از بس که روزای سختی بودن .
ممنونم از این که به یادم بودید و برام دعا کردید :* من واقعا به قلب پاک دوستای بیانیم ایمان
پیدا کردم 💜💜
چشم چشم ^__^ شماهم همیشه انقدر خوب و مهربون بمون :****
قطعا یکی از بهترین اتفاقات وبلاگ نویسی برای من ، آشنایی و دوست شدن با دختر گلی مثل تو بوده یاسمن جان :) مواظب خوبی هات باش دوستم :******
لطف داری پرواز عزیزم ^____^❤
چشم شماهم مواظب خوبی هات باش پرواز قشنگم :***
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گوشه ی دنج تنهایی های من

خاطرات ِ من ....

The natural word is so beautiful
at the moments

کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan