همیشه از این که زندگیم بوی یکنواختی و راکد بودن بگیره بیزارم و این خصوصیت هم شبیه مادرمِ که اونم آدم یک جا نشین و آرومی نیست که البته باید گفت آدما تو هر بازه ای از زندگی یه چیز خاصی رو طلب میکنن ...گاهی آرامش ...گاهی چالش ها و ... شایدعجیب باشه اما گاهی به خودم میگم خیلی باحال میشد مثلا همین الان که تو موبایلت داری اینستا رو چک میکنی یا مثلا فلان ویس رو گوش میدی یه اتفاق خیلی غیرمنتظره بیوفته مثلا یه پیام یا پی ام از یه آدمی که اصلا انتظار نداشتی یا شایدم مثلا تو خوابگاه داری به درو دیوار زل میزنی یدفعه یه هدیه خیلی باحال از طرف یه دوست یا خانوادت بگیری و بخوان سورپرایزت کنن . نمیدونم یا حتی شب بخوای بخوابی و یکی برات یه آهنگ بفرسته که باعث بشه صدبار پلیش کنی ! اینجور اتفاقای شیرین و غیر منتظره خیلی میچسبه انصافا

دیشب با "کاف" رفته بودیم سینما فیلم "لاتاری " رو دیدیم . البته کاف نمیومد و با کلی اصرار من راضی شد بعد امتحان زبان عمومی بریم . خب در مورد فیلمش بگم که واقعا معرکه بود و مطمئنم اگر تنها رفته بودم کلی گریه کرده بودم . خیلی چسبید و خستگی امتحانا یه جورایی از تنمون بیرون رفت . انقدر غیرت و عشق یک مرد ایرانی رو خوب به تصویر کشیده بود که وسطای فیلم برگشتم رو به کاف گفتم : کاش میشد یکی هم اینجوری عاشق ما بشه ! و الان میتونم قیافه خودم رو تصور کنم درحالی که دو دستم رو بهم گره زده بودم و با چشمای قلب قلبی به کاف خیره شده بودم   :)) اونم در حالی که نگاهش رو از صورت من میگرفت با هیجان گفت اره اره و بعد دوباره به فیلم خیره شد .و خب هنوزم از حرفم پشیمون نیستم و اگر فیلم رو ببینید یا دیده باشید این حرف من رو به احتمال زیاد تائید میکنید

+ دیگه خیال بافی کافیه بریم سراغ کار و زندگیمون .  اما دوست داشتم این حس و این حرف از ته دل رو ثبت کنم راستی آهنگشم واقعا عاالی بود . اهنگ : کجا باید برم

++خلاصه این که خیلی خوش گذشت تصویر پایینم . دست سمت راستی منم :دی  . دعا فرانوشتون نشه :)