memory 86 ...عنوانی به ذهنم نمیرسه واقعا :: گوشه ی دنج تنهایی های من

memory 86 ...عنوانی به ذهنم نمیرسه واقعا

قبل خوندن باید بگم که این پست هیچ ارزش محتوایی ندارد و صرفا غُر  می باشد :

قبلا یه جا خونده بودم برای چیزی که خارج از محدوده کنترلی ِ توعه بحث و جنگ نکن ! نمونه بارزش این چند روز که بین دخترا بحث کردیم ، هی بحث کردیم که یکم از خودخواهی شون کم کنن و به خاطر کسایی که زبان شون خوب نیست راضی بشن که تاریخ امتحان عوض بشه و واسه یه کسی هم مثل من که کلی فشار رومه و معدل برام خیلی مهمه فرصتی باشه برای بهتر کردن معدل ، اما انگار نه انگار تا استاد اومد روز از نو و روزی از نو  .... یعنی حرصایی که من این چند روز از دست بچه های این دانشگاه خوردم بدون شک باعث شده که یه نه ده سالی پیر بشم :| من اخه کِی این همه ریزش مو داشتم اما الان که موهامو شونه میکنم یعنی دسته دسته مویی هست که جدا میشه و این خیلی داره نگرانم میکنه . بخدا بچه ها مهندکودکی بیشتر به فکر همه ان تا این آدما که خیرسرشون ادعای دانشجو بودن دارن . یعنی دارن کاری میکنن که علاوه بر این که کلن خودم رو از هر حاشیه ای کنار کشیدم، کاری به کار دخترامون هم نداشته باشم و از این به بعد با دخترا هم دیگه بحثی نکنم و در عوض هیچ کمکی هم نکنم ! بذارم هرکاری میخوان بکنن و دیگه حرص بیخود نخورم ( واقعا خونسردی در مقابل این جور مسائل برای من خیلی سخته )

P1 : به میم بگم چرا موافقت نمیکنی تاریخ امتحان جابه جا بشه ؟ میگه بعد تعطیلاته میخوام برم شمال :| و اون یکی هم میگه اخه تولدمه :| بعد جالبیش این که یه سری مثلا برای این که بگن درسشون خوبه یا چون یه جورایی قدرت دست میم و بقیه است و اونا اگر بخوان میتونن براشون حرف درست کنن نه تنها سکوت میکنن بلکه حتی دفاع هم میکنن ! یکیشون به منم گفت بیچاره ات میکنن ها داری باهاشون مخالفت میکنی منم گفتم هیچ غلطی نمیتونن بکنن .  گاهی لازمه آدم بی ادب بشه در مقابل اینجور آدما واقعا .

P 2 :به خاطر امتحانا و فشاری که رومه انقدر خسته ام ، انقدر خسته ام که خدا میدونه . در کنار همه این ها باید برای امتحان زبان عمومی هم بخونم .چکار کنم خستگیم بره بیرون به جز بیرون رفتن و پیاده روی کردن و آهنگ گوش دادن و غذا پختن :/

P 3 :یادم باشه قضیه عجیب ز رو بنویسم  + کامنتای پست قبل به زودی بعد از آروم شدنم تائید میکنم

Miss shahtot

  • รђคђt๏t :)
نظرات  (۴)
عجب دوستانی دارید
ان شاءالله که موفق بشید
سلام خوش اومدید :)
ممنون و همچنین :)
وااای من امتحان زبان عمومی رو دادم ,نااااابود شدم با این سوالاش://
ایشالا که تو خوب بدی:)
وااای منم. امتحانمون رو خیلییی سخت داده بود
ممنون از دعات عزیزم انشالله تو خوب بشی :)
عکس گوشه وبلاگ چه قشنگه راستی :))
ممنون چشمات قشنگ میبینه عزیزم *__*
سلام 
^_^ خدا قوت. خسته نباشید
با اینکه کلا درک میکنم چه حس بدی هست وقتی شرایط اینطوری میشه
باید بگم وقتی قسمت آخرش رو خوندم خندم گرفت
همون قسمت که : 
یه جورایی قدرت دست میم و بقیه است و اونا اگر بخوان میتونن براشون حرف درست کنن نه تنها سکوت میکنن
واقعا یاد آلکاپون و این مافیا های کوکائین و... و به طور کلی فیلم پدر خوانده افتادم :)))
راستی بهترین کار رو دارید میکنید! اینکه از حاشیه ها و کلا روابط فاصله بگیرید.اشتباه نکنید این افسردگی نیست این کار اسمش صبور بودن و آینده نگری است .
در کتاب ملت عشق هم قانون نهم میگه : 
 صبر کردن به معنای ماندن و انتظار کشیدن نیست. به معنای آینده نگر بودن است. صبر چیست؟ به تیغ نگریستن و گل را پیش چشم مجسم کردن است، به شب نگریستن و روز را در خیال دیدن است. عاشقانِ خدا صبر را همچون شهد شیرین به کام می کشند و هضم می کنند. می دانند زمان لازم است تا هلال ماه به بدر کامل بدل شود.

به کنار کشیدن از حاشیه ها و بحث ها و فقط سرتون در درس بودن باعث میشه بعدا در طی زمان حرفتون نفوذ خیلی فوق العاده ای داشته باشه(تجربه دارم)
راستی یه دوتسی داشتم یه حرفی میگفت خیلی خوب بود: 
قانون اول: از چیزی که اتفاق نیافتاده نترس
قانون دوم: از چیزی که اتفاق افتاده هم نترس.چون اگه قرار بود خیلی وحشتناک باشه باید الان زنده نبودی:// و چیزی که تو رو نکشه قوی تر میکنه 
پ.ن:
اینم لینک یه سایت که خلاصه کتاب ملت عشق و در واقع فقط اون 40 قاعده رو آورده .اگه دوست داشتید بخونید

لینک
سلام :)
خیلی ممنون شما هم خسته نباشید.

شاید خنده دار به نظر برسه ولی تو دانشگاه ها این موارد هست و شاید با اتفاق هایی دیگه روبرو بشید که
خیلی خنده دارتر به نظر بیاد و من دقیقا به همینا میگم بچه بازی

ممنون خیلی جمله ی  زیبایی بود :)
قبول دارم . البته من تو بحثایی که حق خودم و دخترای دیگه یه جورایی داره زیر سوال میره یا توهین محسوب
میشه خوشبختانه یا متاسفانه نمیتونم سکوت کنم

اون لینکی رو که فرستادید برام نیومد فک کنم باید خصوصی بفرستید ولی
به هرحال ممنونم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گوشه ی دنج تنهایی های من

خاطرات ِ من ....

The natural word is so beautiful
at the moments

کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan