memory 83.... وبلاگ جان طولانی بود ولی راحت شدم :) :: گوشه ی دنج تنهایی های من

memory 83.... وبلاگ جان طولانی بود ولی راحت شدم :)

وبلاگ جان میدونی تو تنها کسی هستی که میتونم باهات درد و دل کنم و حرفامو بزنم ! میدونی چرا ؟ چون با تمام وجود به حرفام گوش میدی . پیش تو رودربایستی و خجالت ندارم ...همیشه خودمم . و مهم تر از همه اینا پیش تو حرفام رو میزنم بدون این که قضاوت بشم .
دوست دارم بشینم از تک تک احساسات و درگیریای فکریم برات بنویسم تا مثل همیشه حس بهتری پیدا کنم . و کمی راحت بشم از این همه فکر و خیال ! مثلا از این بگم که جدیدا نگاه های "قاف" خیلی عجیب شده ، شایدم عجیب بود ولی من متوجه نمیشدم اما الان با تمام وجودم عجیب بودن و تفاوت نگاهش رو با سایرین متوجه میشم ! این که تو دانشگاه از هر سمتی که نگاه میکنم و از هر سمتی که سر درمیارم با دوستش میبنمش و سر که می چرخونم میببنم که از بین ده پونزده نفری که بغل هم ایستادیم زل زده به من . درواقع برام چندان مهم نیست که کسی خیلی نگاه کنه ولی این نوع نگاه برام خیلی سنگین ِ . و من با تمام وجودم سنگین بودن و تفاوتش رو حس میکنم ! هر طرف سرمیچرخونم هست و نگاه و رفتار عجیبش رو حس میکنم ! و دوست دارم بفهمم واقعا چرا ؟؟ دنبال چی میگرده ؟ یه نقطه ضعف از من ؟ یه خطا ؟ یا شایدم کارای من براش سواله ؟
یا مثلا از این بنویسم که "ب" همون که با اون ناشناس اشتباهش گرفته بودم و نوشتم که از جذاب ترین ، پولدارترین و کله گنده ترین پسرای دانشگاست ، کلی حاشیه براش بوده و هست ! با اکثر بچه های دانشگاه بحثش میشه و به خاطر حرفایی که براش درست شد که تقصیر خودش و یه سری از دخترا بود ! ، تمام دخترا رو آنفالو میکنه و از لیست فالوراش بر می داره جز من و میم !! میم رو که میدونم چرا ! چون حرفای دخترا و بقیه رو براش میبره و به قول بچه ها خیلی شیرین بازی در میاره ! اکثر دخترا رو جلوی پسرا بد نشون میده و حتی به خاطر "ب" حاضر شد با استادا حرف بزنه که بهش نمره اضافه کنن !! اما خودم رو ، اول فکر میکردم چون کلن آدم بی حاشیه ای هستم ، و سرم همیشه تو لاک خودم بوده و هست ، و البته همیشه آخرین نفری هستم که خبرارو میفهمم و متوجه میشم . اما یه طرف دیگه ای داره بهم میگه شاید تو رو آنفالو نکرده تا خبرای استوریا و پستایی که میذاره رو به بقیه دخترا بگی ! و خب واقعا اگر این درست باشه متاسف میشم واسه خودم اگر همچین فکری راجع به من داشته باشن که آدمی باشم خبرا رو ببرم و بیارم. شایدم برای این که حرص بقیه دخترا رو در بیاره !؟! همیشه تو دانشگاه وقتی با دخترا هستم اصلا سمت من نمیاد و حتی تا دخترا رو میبینه راهش رو کج میکنه ! اما فقط کافیه منو تنها ببینه به هر بهانه ای که شده میاد و سرصحبت رو باز میکنه و من اصلا حس خوبی به این کارش ندارم و خیلی سرد جوابش رو میدم . مثل قبل از امتحان آناتومی که تو راهرو جزوه دستم بود و تا دید دخترا از کنارم رفتن اومد ازم سوال پرسید . اولین بار بود اینجوری داشتم به سوال یه پسر جواب میدادم و کمی اضطراب داشتم اما تونستم جوابش رو بدم ! یا اون دفعه بعد خیریه که وقتی من رو دید که دارم رد میشم جلوی کلی پسر ترم بالایی یه حرفی زد که اگرچه اصلا بد نبود ولی من به شخصه معذب شدم به خاطر حضور بقیه و این که یدفعه سرشون رو برگردوندن به سمت من . به طور خلاصه حس خوبی نسبت به این کارا ندارم و با وجود این که سعی میکنم سرد یا حتی با یه لبخند کوچیک جواب بدم اصلا کوتاه نمیاد ! و حالا هم که دوباره یه پیج جدید زده و با هر دو صفحه اش منو فالو میکنه . اما در کنار همه اینا همیشه بهم احترام گذاشته و خلاف تصوراتم رفتار کرده باهام .
یا دیگه از این بنویسم که چه قدر دخترای کینه ای و قدر نشناسی داریم . چه قدر دانشجوای پزشکی خودخواه و کینه ای هستن ! چه قدر یه سریا بددهن و بی تربیتن ! فرض کن راحت این همه کار رو که براشون کردی نادیده میگیرن و به خاطر یه اشتباه ناخواسته کینه به دل میگیرن و تا خودشون رو خالی نکنن ول کن نیستن .
این که "ر" از هم اتاقیام با به خاطر یه اشتباهی که ( البته از نظر مادرم اصلا اشتباه نبوده و میگفت اتفاقا کار خوبی بوده ) منو از داخل سالن مطالعه میکشه بیرون و با وقاحت تمام مثل این آدمای چاله میدونی سرم داد و هوار میکنه و حتی تر بی ادبی ! و من ؟ تنها کاری که کردم در مقابل این انسان بی ادب و بی فرهنگ سکوت بود‌. حالا هم که هر جفتِ هم اتاقیا با من لج کردن و کارشون شده کنایه و تیکه انداختن وقتی که هستم . منم فقط برای خواب میرم اتاقمون و بیشتر اوقات داخل سالن مطالعه مشغول درس خوندنم ! این بین تنها با "ش" خوبم و باهم خوبیم و میخندیم . و چه قدر این روزا تنهام و اگر "ک" نبود که خیلی خیلی تنهاتر از این حرفا میشدم .
و آخر از همه بنویسم که رابطه ام کمی با مادرم بهتر شده و این روزا مثل قبل همه حرفام رو بهش میزنم ! همه اتفاقا رو بهش میگم ... ای کاش فقط پشت تلفن اینجوری نبود و کمی هم در لحظه هایی که در کنارِ هم هستیم برام وقت میگذاشت !
وبلاگ جانم ! خیلی خسته ام این روزا خیلی درس میخونم . نمیخوام دیگه اینجا بمونم ! دوست دارم با تلاشام راحت با جابه جاییم تو مهر موافقت کنن و شرمنده نشم ... وبلاگ جان میدونی این روزا خیلی فشار رومه ؛ ولی واقعیتش من همه ی این چالشا رو دوست دارم :)

و درآخر وبلاگ جان میدونستی که تو همیشه برای من مثل ِ یک همدم میمونی :) یه رفیق خوب :)  تو شاهد تغییرات من بودی و هستی اما میدونی هنوزم که هنوزه یه سری رفتارای ناپخته و نسنجیده دارم که به شدت از انجامش پشیمون میشم و احساس بدی رو نسبت به خودم دارم.... دائما خودم رو سرزنش میکنم که ای کاش فلان کارو نکرده بودم . ای کاش این سرزنشا یا کارایی که منجر به سرزنش میشه کمتر بشه .

Miss shahtot

  • รђคђt๏t :)
نظرات  (۱۴)
قاف اول اسمشه یا اول فامیلش؟
قاف و ب اول فامیلشونه
و ک و ر  و میم که دخترن اول اسمشونه :)
آخ آخ دیدی میخواستی راجع به اون ناشناس هم بنویسی !
وبلاگ جان فقط بدون که از وقتی بهم گفته که کیه ! دیگه تو دانشگاه خیلی کم میبینمش ! خیلی کم پیدا شده و احساس میکنم از من خجالت میکشه یاشایدم فرار میکنه ؟
از همون اولم ترسو بود
چه قدر از آدمای ترسو بیزارم
واسه این یکی خودش یه پست جداگونه میخواد !
اینم اضافه کنم که امروز بالاخره بعد کلی جلسه استادمون اجازه داد که پارچه ی روی چهره ی جسد رو کناربزنیم و ببینمش
یه مرد میانسال که هنوز چهره اش جلو چشممه . واقعا تو قلبمم احساس حزن و اندوه رو نسبت به اون شخص حس میکردم :(
بعد داشتیم این دفعه ماهیچه های اندام فوقانی رو تشریح میکردیم ناخودآگاه برای تشریحش کف دستش رو تو دستم گرفتم اما الان یکم پشیمونم میگم نکنه این بی احترامی به اون جسد باشه !
خدا منو ببخشه اگر گناه کردم و باعث شدم روحش آزرده بشه .  از یه طرفم این دفعه انقدر بوی اون محلول فرمالین زیاد بود که مجبور شدم کلن روپوشم رو آویزون کنم تو کلاس بوش بره . آخرم یادم رفت بیارم خوابگاه :|
هنوزم کمی حس بدی دارم ....
اگر دوست داشتید فاتحه ای برای اون اهداکننده بفرستید :)

شاتوت جان نمیخوای بخوابی مادر ؟ :|
+فردا یادت نره روپوشت رو برداری 😑
من نمیفهمم چرا بچه های پزشکی اینطورین؟؟اینجا هم بچه های پزشکیش همینطورن!!!ولی بچه های ما هنوز خداروشکر این مسائل نیست خداییش.البته بالاخره همه جا یه حرفا و حاشیه هایی هست ولی مهم نیست واقعا.تو هم حساس نباش.با پسرا هم قوی و محکم برخورد کن که هیچ کدوم اجازه جسارت کردن یا فکر اشتباهی راجع بهت نکنن
نمیدونم واقعا خودمم توش موندم . شاید به خاطر اون رقابتی ِ که بینشون هست و باعث میشه که
خودخواه بشن .‌اما یه سریا هم خیلی بی ادب د بددهنن . جالب اینجاست که اتفاقا ماهم بین دندونامون
اصلا چنین وضعیتی رو نداریم . خوشبحالتون واقعا :)
حتماااا :))
آخر شب داشتم اسمای پسر با ق حدس می زدم :دی

+ چه ایرادی داره یه پسر ازتون خوشش بیاد. بعدشم مثلاً از راه درستش وارد بشه و بگه ازتون خوشش اومده؟ چیز بدی نیست که. اگه در حد نگاه کردن و بررسی کردن باشه، یکی از اتفاقای خوب پست دیشبتون بود. انشالا که خیر باشه. :)
بله متوجه شدم :دی

خب باید بگم که اولین که اصلا نگاهش به ادمایی نمیخوره که از من خوشش اومده باشه و بیشتر انگار
دنبال این که سراز کارم دربیاره یا شایدم دنبال یه نقطه ضعف یا خطا و اشتباهه ( با توجه به
شناختی که از خودش و دوستاش دارم ) دوم این که اگر "فرض" هم کنیم که این فرضیه اصلا
درست باشه ، نباید بگم اما واقعا هیچ کدوم از پسرای ورودی رو در سطح خودم نمیدونم .
نمیدونم شاید این نوع طرز فکر اشتباه یا غرور باشه ولی وقتی رفتار و طرز فکرشون رو
مقایسه میکنم . همیشه به این نتیجه میرسم که حداقل یه پنج شش سالی از نظر عقلی
انگار بزرگترم .خییلییی بچه ان :)
ولاگ صبوری داری ها :)
پا نشد بره وسط صحبت؟
بله :)
نه تا اخر به حرفام گوش داد و حتی با نگاهش بهم فهموند که اگر بخوام میتونم بازم حرف بزنم
هیچ موردی نداره  :دی :) رفیق خوبیه :)
چهارشنبه ۲۹ فروردين ۹۷ , ۱۱:۴۵ علیرضا امیدیان نسب
فکرکنم یه سال دیگه ادامه بدی به نوشتن از شاهنامه جلو بزنی:))
امکان این هم هست :دی :)
شاتوت جان این رفتارهای عجیب همکلاسی هات طبیعیه. خودت رو از دعواهای خاله زنکی مثل قبل بیرون بکش و درست رو بخون. 
در برابر اون پسرها هم رفتار محترمانه قبلت رو ادامه بده ولی ازشون فرار نکن. اون ها خوب یا بد، همکارهای آینده ی تو هستن. ذهنت رو درگیر نکن عزیزم.
اره مثل این که واقعا طبیعیه و تقریبا بین بچه های پزشکی خیلی شایع شده .
چشم هوپ عزیزم ^___^
ممنون از راهنمایی هات :**💗💗
،دانشگاه هست وکلیییی حاشیه از این طرف و اون طرف ،اوضاع دانشکده ماهم همینه دخترا بعضی هاشون  اینقدر .......که فقط باید درمقابلشون سکوت کرد وبس
بهش فکر نکن خودت اذیت میشی شاتوتی جوووونم فقط فعلا بهترین کاراینه بشینیم درس بخونیم انتقالی بگیریم:)
اره یه سری از دخترا رفتارشون از پسرا بدتره .
اصلا اهمیت نده ... بالاخره یه روزی همه چیز مشخص میشه :)

آفرین دقیقا پس...Fightingggg💪💪💪✌ :))
موفق باشی عزیزم♥️
چجوری حوصله می کنید این پست طولانی رو تایپ کنید؟!😅
بنظرتون ممکنه یکباره اینستاگرام رو مسدود کنن ؟ آخه من اینستا ندارم😐😐حداقل بیان فیلترش کنن دلم خنک شه😂😂😂

گاهی وقتا آروم آروم تو نوت گوشیم مینویسم و سیو میکنم هر وقت خسته میشم .
گاهی وقتاهم انقدر دلم پره که اگر طولانی نشه اصلا احساس راحتی نمیکنم :دی :)
+ اوا چرا ؟ اینستا که خوبه :) البته بستگی به خود آدم داره
من خداروشکر ( بزنم به تخته :دی ) برخلاف یه سریا که میگن معتاد میشیم معتاد نشدم به ایسنتا
تازه یه سری پیجارو فالو میکنم که خیلی عالیه و حتی از تلگرام بهتره
به نظرم ببینید اگر احساس میکنید معتاد نمیشید نصب کنید :)
مثلا بعد امتحانا یه مدت موقت امتحان کنید :))) و اگر دیدید معتاد شدید حذف کنید :)
دختر خوب :)))
حالا وبلاگت هیچی نمیگه
تو زیاد به خودت فشار نیار!

پست جمعه شبم مفیده برات :|
  :)
نه اتفاقا اگر ننویسم بهم فشار میاد :دی :)

حتما میخونمش ببینیم راجع به چیه :)
طرز فکرتون خیلی ام خوبه. اصن دختر باید همینجوری مغرور باشه. ولی حالا کلاً اگه پیش اومد یه پسری ازتون خوشش اومد گناه نکرده که. دلش رفته و خوشش اومده. بهش فرصت بدین تلاش کنه ببینه می تونه ازتون دلبری کنه یا نه :)
تا آخر که نباید بشینیم درس بخونیم که :)))
والا من به هرنوع فرصت دادنی به پسرای این دوره زمونه مخالفم .
مثلا یه شخصی تو همین دانشگاه اومد به من گفت یه فرصت به من بده باهم بیشتر
آشنا بشیم :| من از شما خوشم اومده یه کاری میکنم شما هم از من خوشت بیاد :|
به نظر شما همچین آدمی که دنبال یه فرصت واسه آشناییه صرفا  جز مسخره بازی
 و سرگرمی وتفریح دنبال چی دیگه میتونه باشه؟ آخرشم اون دختر بیچاره رو
که یه حسی پیدا کردهول میکنه میره سراغ یه نفر دیگه .همون ادم درس بخونه
 و سرش تو درس باشه به نظرم ازهمه چی بهتره :دی :)))

هرکسِ هرکس که نه... ولی واسه بعضیا من اگه دختر بودم اینجور موقه ها می گفتم اولین قدم برای آشنایی، آشنایی خانواده هاست. این شماره پدرمه. به پدرتون بگین باهاشون تماس بگیرن تا بیشتر آشنا بشیم :)
بله اینو قبول دارم البته  باید هم اون شخص سرش به تنش بیارزه و دوم این که خودم هم
 از اون شخص خوشم بیاد . البته من خودم هم بچه تر از این حرفام که بخوام فکر کنم
یا نظر بدم اما به هرحال باید از قبل یه واکنش از پیش آماده داشته باشیم که
یدفعه کار اشتباهی نکنیم و باعث حسرت بشه
که مثلا درمورد اون فرد هیچ کدوم صدق نمیکرد . برای همین اینجور آدما رو سریع باید
 ردشون کرد برن پی کار خودشون .مخصوصا این که بچه باشن از نظر عقلی :)
و گرنه چیزی جز لطمه خوردن به روح و روان اون دختر باقی نمیمونه :)

سلام :))
جالبه که بر خلاف تصورات من در بین بچه های پزشکی هم از این اتفاق ها میافته و حاشیه هست.
و جای خوبش اینه میتونم با تجربیاتی که اینجا نوشته میشه با فضا آشنا تر باشم و این یه مزیت هست :)) 
قلم خوبی هم دارید :))
اما یک عدد سوال !!
بچه بودن یعنی چی؟چرا همش میگید همکلاسی های پسر شما بچه هستند؟؟منظورتون دقیقا از بچه بودن چیست؟با مثال لطفا (2 نمره خخخخ) .
اون 5 سال هم دقیقا حرف درستی بود و اگه اشتباه نکنم حتی یه نوزاد دختر 3 روزه درکش از محیط اطراف به اندازه یه نوزاد پسر سه ماهه است :(((
بالاتر یکی از هم وطن ها نوشته بودند که فرصت بهش بدید
اما من تا جایی که یادمه یه بار دکتر انوشه در سخنرانی میگفتند که 
از نظر روانشناسی
عشق های ترم یک و دو آبکی
سه و چهار پشمکی
پنج و شش یخمکی
هفت و هشت راستکی 
البته برای شما که 14 ترم هستیند رو نمیدونم منطبق میشه یا نه(اخه لیسانس معمولا 8 ترمه تموم میشه )
در آخر باید بگم نوشته هاتون برای کنکوری های عالی بود !مرسی ایشالا جبران کنم.
یا حق
سلام خوش اومدید :)
بله کلن تو دانشگاه این حاشیه ها زیاده ، تو هر رشته ای هست ولی کم و زیاد داره اتفاقا
من فک میکنم بین رشته های علوم پزشکی ، تو پزشکی خیلی بیشتر از بقیه است
حالا شایدم اشتباه میکنم .
من منظورم بیشتر از بچه بودن ، از لحاظ رفتاری ِ . یعنی تو یه موقعیت دقیقا
همون واکنشی رو نشون میدن که یه بچه نشون میدن و نمیشه به صورت یه
آدم عاقل منطقی باهاشون حرف زد . درواقع اصلا نمیشه باهاشون حرف زد !
برای مثال یکیش سر تاریخ امتحانا ، ما مثلا یه چیزی میگیم ، و فقط برای این که
یه مخالفتی بکنن حتی اگر به نفع خودشون هم باشه شروع به بحث و دعوا میکنن .
یا حتی اگر درست هم بگن ، نظرشون رو محترمانه نمیگن مثل این طلبکارا یا حتی با
مسخره کردن . و اصلا یادنگرفتن که چجوری به هم احترام بذارن !
بیشتر دنبال مسخره بازی ، حاشیه و ...
البته این مسئله فقط تو پسرا نیست و تو دخترا هم اتفاقا زیاده ...و اینم اضافه کنم که پسر
خوب و منطقی هم داریم :)
راستش منم با دکتر انوشه موافقم :) مخصوصا ترمای اول که همه به تازگی وارد محیط
دانشگاه میشن .اما من فکر میکنم منظور ایشون کلی بود نه فقط مربوط به هم ترمیا
مثلا یه فردی تو دانشگاه یا ... :)
خواهش میکنم وظیفه بود، خوشحالم که بهتون کمکی کرده
موفق باشید :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گوشه ی دنج تنهایی های من

خاطرات ِ من ....

The natural word is so beautiful
at the moments

کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan