نمیدونستم که چی باید نوشت واقعا :) :: گوشه ی دنج تنهایی های من

نمیدونستم که چی باید نوشت واقعا :)


بارها و بارها پنل شخصیم رو باز کردم که شروع کنم‌به نوشتن و انگیزه دادن به کنکوریا ... اما واقعا دیگه نمیدونم چی بنویسم ! میخوام تو این پست اگر سوالی دارید بپرسید ...اگر کوتاه باشه که همونجا جواب میدم اگرم بلند باشه براش پست مینویسم .

میدونم شاید از پرسیدن سوالاتون ...نگرانی هاتون ... خستگی هاتون وَ وَ و َ خجالت بکشید ... شاید روتون نشه یا هرچی . هیچ اشکالی نداره . تیک ناشناس رو برای همین موقعها گذاشتن :) دوستای کنکوری عزیزم خجالت رو بزارید کنار و راحت سوالتون رو بپرسید ...امیدوارم که بتونم کمکتون بکنم :)

Miss shahtot

  • รђคђt๏t :)
نظرات  (۹)
فکر میکنم هی تا خود کنکور قراره همینطوری بمونم و هیچ چی بهتر نمیشه... یه جورایی نا امیدی... اما ادامه میدم اما انگار میدونم قرار نیست چیزی تغییر کنه :(
ادامه دادن بدون این که امیدی نداشته بلشی ... نمیگم فایده نداره چرا اتفاقا همین که ادامه میری برو
خداروشکر کن :) چون بعضیا این حسا که میاد سراغشون دیگه درسم ول میکنن !
این ناامیدیا تو یه برهه ای از زمان سراغ همه کنکوریا میاد چه اون کسی که هیچی نخونده
چه کسی که الانم بالاترین تراز رو داره . اما کی میبره ؟؟
اونی که نزاره این حسا بهش غلبه کنه ...بهش توجهی نکنه . بها نده
گاهی وقتا این حسای ناامید کننده باعث شده یکی که عالی عالی بوده دیگه ادامه نده به جاش
اونی که متوسط بوده با اعتماد به نفسی که داشته و تلاشی که کرده جلو بزنه :)
میدونی خدا جی گفته ؟ گفته بدترین گناه ناامیده !!! پس یه یاعلی بگو ... ببین ایرادای کارت کجاست
تحلیل آزمون میکنی ؟
تست میزنی ؟
خوب و مفهومی میخونی ؟
تو چه درسایی بیشتر نیاز به خوندن داری ؟ تو کدوم عالی هستی
سعی کن از این فرصت نهایت استفاده رو ببری که دیگه تکرار نمیشه :)
به جای نا امیدی اشکالاتت رو ببین و به خودت ثابت کن که اینجایی که هستی نمیمونی :)
سلام :))
سال نو مبارک :))
من این هفته ای که گذشت خیلی خیلی با اون چیزی که فکرشو میکردم فرق داشتم...خیلی بد و خیلی بی حوصله نسبت به درس و ساعت مطالعه م حتی از وقتایی که مدرسه میرفتم خیلی کم تربود... 10 ساعت پایین تر تقریبا :(
بعد اینکه خیلی دلم میخواد هم کتابامو پرتاب کنم تو اقیانوس که کوسه ها بخورنشون :/ [مگه کتاب میخوره کوسه؟:/] و وضعیت ترازم و اینام هم خیلی خوب نیست... 6200-300 حدودا :( و حتی آزمون 7 فروردینم خوشبین نیستم بهش اصلا و یه جورایی انگار دارم ادامه میدم که فقط بدتر از این نشم ...

و یه چیزی اینکه به نظرتون الان برای جمع بندی پیش 1 چیکار کنم بهتره؟ نشاندارام؟ یا چی؟ و اینکه کتاب نوروز کانون چطوریاست به نظرتون؟ و دیگه اینکه عمومی ها رو تقریبا میتونم بگم 50 درصدشو واقعا نخوندن و اون 50 درصد دیگه رو هم خیلی یادم نیست، چیکار میشه کرد؟
ودیگه اینکه جمع بندی رو از کی شروع کنیم بهتره؟ من خوم فکر میکردم از اردیبهشت شروع کنم به جمع بندی. اما مباحثی که مونده مباحث سنگینیه مث الکترو شیمی یا دو فصل آخر زیست پیش یا محلولا و ... نظرتون چیه؟ 

:) ببخشید این همه حرف زدم :)
سلام :)
سال نوی شماهم مبارک :)
ببین عید یه فرصته ... اسمش فرصته اما تعیین کننده ی هیچی نیست !نمیگم فرصت عید
اصلا مهمنیست چرا اتفاقا فرصت خیلی خوبیه برای جمع بندی کردن یه سری دروس و ...
اما به این معنی نیست که حالا چون ده ساعت کم خوندی دیگه والسلام ..تموم شد و فلان .
در ضمن هنوز نصف عیدم تموم نشده بخ جای این حرفا سعی کن خیلی عالی از بقیه اش استفاده کنی.
البته ! نه یجوری که خسته بشی
از یه طرف با توجه به چند جمله اولی که نوشتی ...شاید خسته شده باشی و خب این طبیعیه ! اگر
احساس میکنی خسته شدی و این مدت استراحتی نداشتی ، یکی دوروز با خانوادت برو یه جایی
و باهاشون صحبت کن که خسته ای و نساز به استراحت داری ...یعنی یکی دو روز کلن درس رو
بزار کنار و یه استراحت فکری به خودت بده :) تو اون مدتم به هیچی فکر نکن و درعوض به
خودت انرژی مثبت بده . و بعدش با نیرو و انرژی کافی بترکون :)
ترازت خوبه :) چرا شما کنکوریا فکر میکنید تراز تعیین کننده است ؟؟ نمیگم تراز مهم نیستا
چرا هست ولی نه به اندازه درصدا . سعی کن اول رو درصدات تمرکز کنی و تو فرصت باقی مانده
درصدات رو بیشتر کنی مثلا هر آزمون ده درصد یا بیشتر ....بستگی به خودت داره :)
یعنی چی خوشبین نیستم ؟ :| خب وقتی از الان اینو میگی همون میشه دیگه -___-
شوخی کردم :) ولی کامنت قبلی رو بخون ببین درمورد ناامیدی چی نوشتم
به جای این فکرا بعد یه استراحت خوب تلاشتو بکن که نقاط ضعفت رو بیشتر تو عید از
بین ببری ...رو نقاط قوتت کار کنی که بهترش کنی :) مطمئنم که هفت فروردین میتزکونی :)
در ضمن نشدم الکی فکر نکن که همه چی تموم شده و فلان ... نه هنوز کلی فرصت هست
ففط بستگی به خودت داره که ازش استفاده کنی و ازش بهره ببری :)
فقط امید داشته باش

ببینید برای جمع بندی چون یه موضوع اساسیه نیاز به پست مفصل داره
قرار شده فروردین دخت جان یه پست مفصل در طی چند روز آینده بنویسه
انشالله . اونو بخونید اگر بازم سوالی داشتید بپرسید :)
اینم آدرس letter-x.blog.ir
 در مورد کتابای کانون ...راستش من زیاد کتابای کانون رو کار نمیکردم و نمیدونم
چجوریه ..ولی سطحش در کل متوسطه فک میکنم . بعضیام هستن با همون کتابا
نتیجه میگیرن. فقط من کتابای جمع بندی زردش  رو داشتم و خوب بود
به نظرم در کل :) در مورد کتابای نوروزیش اطلاع ندارم :)

+ با این ترازی که داری + امید اگر داشته باشی + تلاشی که میکنی + نقاط ضعفت رو
هم بفهمی .....مطمئن باش  انشالله میترکونی :)
من فاز کنکور ارشد ندارم چه کنم خانم دکتر جانم؟؟!!
خوبی؟؟ انتقالیت اوکی شد؟؟
به به هلمای عزیزدلم ^___^
عیدت مبارک عزیزم :*
والا من زیاد تخصصی ندارم تو کنکور ارشد ولی برحسب تجربه که توی
کنکوریا دیدم یه سری نکته میگم شاید کمکت کنه :*
هر یه مدت یک بار معمولا این حس درس نخوندن تو آدم بوجود میاد
چندتا دلیل میتونه داشته باشه :)
یا خسته ای و نیاز به استراحت داری که خب کلن سه چهار روز درس رو کنار
بزار برو تفریح و گردش ^__^ تو خونه نمون ولی :) تو این مدتم به هیچی
فکر نکن :)
اگر خسته نیستی باید یه انگیزه ای تو خودت به وجود بیاری :)
مثلا کنکورارشد بدی که چی بشه ؟ چه مزایایی برات داره ؟
یعنی یه جورایی هدفت رو از کنکور ارشد دادن مشخص کن ؛)
اگرم فازش توت نیست چون خیلی عقب افتادی و خوب نخوندی که نگران نباش
هیچ وقت برای شروع دیر نیست :) دیگه من واقعا به این رسیدم :دی

اگرم امسال نشد که فدای سرت سال دیگه :)))ولی خب حیفه تو میتونی
هلماجان من میدونم ^__^

والا درمورد انتقالی ...باید یه ترم دیگه بمونم .چون توومهر انجام میشه
شماهم برام دعا کنید :*
خجالت نداره
نمیتونم دیگه..
همین
چرا نمیتونی ؟
نمیتونم نداریما بنفش خوش رنگ‌:)
ریشه یابی کن ببین اشکال کار از کجاست ؟
خسته ای؟
درجا میزنی ؟
شایدم کارت خوبه ولی اعتماد به نفست اومده پایین
به خودت امید و انرژی بده
یه انگیزه پیدا کن
دیگه این چندماه سرنوشت سازه حیفه که از دست بدی بنفش جان :)
برای هدفت بجنگ ^_^
برا مجردا پست بذارید... سن ما از کنکور گذشته دیگه :))))
سلام آقای سین عیدتون مبارک :)
میخوام بنویسم ...کلی هم حرف دارم برای نوشتن ولی نمیدونم از چی
و از کجا دقیقا شروع کنم -___-
يكشنبه ۵ فروردين ۹۷ , ۱۰:۱۸ علیرضا امیدیان نسب
:))))
:)
میشه بگید چطوری آزمونا رو تحلیل کنیم؟
برای تحلیل آزمون هرکسی یه شیوه ی خاصی داره
ولی من خودم سر آزمونا از تکنیک ضربدر منها حل میکردم
یعنی کنار سوالایی که بلند نبودم اصلا منها میزاشتم
کنار سوالایی که بلد بودم ولی شک داشتم یا هرچی ضربدر
بعد از آزمون سوالا رو بلافاصله نگاه میکردم ...چون یادم بود و گرنه یادم میرفت سوالا ججوری بود
از رو پاسخ نامه سوالا رو اول تصحیح میکردم که چیارو درست زدم چیا غلط و تو این
حین به سوالا نگاه میکردم ...
یه سری سوالا رو که غلط زده بودم فک میکردم درست زدم رو نگاه میکردم و دباره حلشون میکردم
و حالا یا به خاطر بی دقتی بود یا هرچی بعد میرفتم دوباره پاسخ نامه رو چک میکردم
یه سری سوالا رو که بلد نبودم روش حلشو اول نگاه میکردم بعد دوباره حل میکردم
سوالایی هم که شک داشتم و زده بودم یا نزده بودم رو دوباره نگاه میکردم و حل
میکردم
و سوالایی که درست حل کرده بودم ولی مهم بود رو هم حل میکردم یا  نکته اشو مینوشتم
یا میزاشتم تو برنانه ام که دوباره بهشون نگاه بندازم
فقط این که یه دفترچه کتار دستم میزاشتم ویه سری نکات مهم رو که از تستا فهمیده بودم
یا یه سری تستارو توش مینوشتم.... البته بیشتر وقتا کنار کتاب و دفترم مینوشتم تاوقتی
دوباره اون درسو میخونم چشمم بهشون بیوفته :)
البته گاهی هم میشد یه سوال رو که بلد نیستم بارها و بارها حلش کنم یا اون روز یا
در طی هفته
تحلیل آزمون کمک میکنه بفهمید اشکال کار کجاست ؟
از بی دقتیه ؟
از نخوندن درست حسابیه
از تست نزدنه
یا کلن سوالش خیلی دشوار وبیشتر جنبه المپیادی داره
در کل تحلیل آزمون خیلی خیلی مهمه و تراز رو میبره حسابی بالا
دوتا نکته ی اساسی هم داره ... یک این که دوباره اون سوال حل بشه و با دقت
روش حلشو نگاه کنید حتی چند بار دو این که نکته اش رو حتما داخل کتاب یا یه دفترچه
بنویسید حتی اگر درست حل کرده باشید ولی مهم‌باشه :)
اون تحلیل آزمونی که تو سایت قلم چی نوشته و رتبه های برتر نوشتن هم خیلی میتونه
کمک کنه ...فکر میکنم روش من هم شبیهشون باشه ولی درست حسابی ترش رو
حتما تو سایت کانون مطالعه کنید
موفق باشید :)

خانوم دکتر جونیم من ساعتی ک میخونم عالیه الان رسوندم ب 13 ساعت و مفید میخونم ولی تو این 13 ساعت بیشترشو میخونم تست خیلی کم میزنم اصن راستشو بگم میترسممم تست بزنم میترسم اشتباه بزنم بد اعتمادم بره مثلا دیروز 60 تا تست زیست زدم از ژنتیک بد اشتبا زیاد داشتم تا شب عصابم خورد بودو الان واسه فردا ازمون استرس دارم بااینک همشو رسیدم بخونم ولی حس میکنم هیچی بلد نیستم:(((((
ترازمم مث لاک پشته خیلی کم میاد بالا
آفرین ساعت مطالعه ات خوبه
ولی الان دیگه بیشتر وقت تسته عزیزم :)
میدونم چی میگی درکت میکنم :*
همه اولش همین جوری ان ... ولی وقتی تست میزنی و دوباره و
دوباره میری سراغش میبینی چه قدر آسون میشه
طبیعیه خب همه که همه چیز رو از اول بلد نیستن :)
استرس هم نداشته باش ...چون استرس کارو خراب میکنه ..تو عالی
خوندی فقط تست نزدی که خب اینم مسئله ای نیس از الان شروع کن
دیگه بیشتر تست بزن ... چون یادته چندبار گفتم تست خیلی خیلی مهمه ؛)
ترارتم نگران نباش ...
قلم‌چی یه آزمونه ولی تراز به این معنی نیست که کسی که ترازش بالاست
پزشک میسه و بالعکس . من یه سریا رو میشناسم که تراز متوسطی میاوردن
اما یه رشته خوب اوردن به جاش کسی که ترازش بالا بوده هیجی قبول نشده
البته این به این معنی نیست که تراز اصلا مهم نیست ... چرا مهمه اما
نه به اندازه درصد ... سعی کن بیشتر رو درصدات تمرکز کنی و یواش یواش
بالاش ببری ...مثلا کدوم درست درصدت بالاست ؟ اونو تقویت کن
کدوم درصدت کمه ... روش کار و تست بیشتر بزن
موفق باشی عزیزدلم :***
هوووممم ممنوووووووووووننننن عزیییزدلممممم
مرسی بخاطر کمکات 
انشالله خدا جواب خوبی و کمکی ک ب ما میگکنی رو بده
دوستت دارمممم
خواهش میکنم نفس عزیزم ^___^
وظیفه است :**

ممنون از دعای خوبت
همچنین گلی💜♥️💜♥️
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

گوشه ی دنج تنهایی های من

خاطرات ِ من ....

The natural word is so beautiful
at the moments

کلمات کلیدی
آرشیو مطالب
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan